جمعه - ۷ اردیبهشت ۱۳۹۷
خانه / آذربایجان / قدرت ناسیونالیسم

قدرت ناسیونالیسم

یازار : آلپرن

وقتی که دیوار برلین با هیجانی وصف ناپذیر بدست آلمانیها ویران می شد تقریبا تمامی دنیا بهت زده از شوق گریستند. تکه های دیوار معروف برلین که دهها نفر قربانی عبور از آن شدند همچون عتیقه های گرانقیمت مورد داد و ستد واقع شد و در موزه های تاریخی جهان قرار گرفت.
ملت های جهان قدرت ناشناخته ای را در لابه لای این واقعه می کاویدند که توانسته بود حادثه ای چنین ناب و نادری را در تارک تاریخ به تصویر کشد . این قدرت ناشناخته سدهای پولادین جدایی، مسلسلهای آتشین و ذهنهای دگم که این جدایی ظالمانه را تضمین و توجیه می نمودند را در هم می پیچید و اینگونه مسیر تاریخ را تغییر می دهد. به این ترتیب آلمان بعد از چند دهه جدایی به یکپارچگی خود دست می یازد و این اتحاد را به رخ دنیا می کشد .
تبلور چنین واقعه های اثر گذار تاملات شگرفی را در افکار عمومی ملتهای جهان در پی داشت. چرا و چگونه، حوادثی به مثابه یک تند باد همه چیز را به باد تغییر و دگرگونی می گیرد.؟ فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق که از سلطه روسها به عنوان قوم برتر بر ملتهای پیرامون خود تشکیل یافته و غول ابر قدرت دوم جهانی را پدید آورده بود نیز از جمله حوادث شگفتی ساز تاریخ جهان بوده است. اگر چه بعضی از صاحبنظران مسائل سیاسی ضعف مدیریت سیاسی، عدم توانائی تدارکاتی و نیز قدرت برتر تکنولوژیهای بلوک غرب را علت فروپاشی بلوک شرق (کمونیسم ) معرفی می نمایند که در نهایت منجر به برداشته شدن دیوار برلین و تشکیل آلمان واحد و همچنین استقلال حدود ۱۵ جمهوری از ملتهای در بند روسها و… گردید. اما واقعیت این رویدادهای تاریخی از حقیقتی روشن منبعث می شد و آن نیروی درونی و ذاتی ملتها بود که از تنوره گرم ناسیونالیسم و گرایش به بازسازی توجه به اصالت و هویت ملی می جوشید . این قدرتی بوده است که برترین نقش را در بروز عجایب تاریخ ایفا می نماید ،قدرتی که توانایی تغییر در مسیر تاریخ را بالقوه در بطن خویش نهفته دارد. ویژگی این قوه در آن است که انگیزه و موتور محرکه عملش این است که احیاء ریشه های تاریخی ملتها را در تار و پود اراده هایشان جا داده و اندیشه های بدیعی را پدیدار سازد.

تکوین ناسیونالیسم و توجه به اصالت و هویت واقعی در میان ملتها تقریبا فرایند مشابهی را سیر می کند که این فرایند را در میان ملت آزربایجان با ویژگی های خاص آن می توان مشاهده نمود : زمانی که آرام آرام سروده های کهن ملی با علاقه یاد گرفته و بر لبها زمزمه می شوند و ادبیات حقیقی و میراث فرهنگی و قهرمانان تاریخی از نو باز شناسی می گردند می توان گفت زمینه پیدایش اندیشه های بدیع ملی در حال جوشش و تعمیم است. این همان کاری است که در میان ملت آزربایجان در حال اوج گیری است. جوانان آزربایجان در شهرهای بزرگ و کوچک و روستاها با علاقه ای وافر به یادگیری زبان و ادبیات تورکی می پردازند و به سرعت آن را به دیگران یاد می دهند. یادگیری تاریخ کهن آزربایجان و سرگذشتهای عبرت آموز آن به طور معمول میان قشر تحصیل کرده آزربایجانی رایج است.
بر اساس همین تحلیل و بازخوانی دوباره حوادث تاریخی مربوطه به آزربایجان است که امروزه روشنفکران آزربایجانی نسبت به عملکرد گذشتگان خود با دیدی منتقد نگاه می کنند و معتقدند که باید تحولی بنیادین در رویکردهای ملی پدیدار شود. اینها همه حکایت ازبیداری فزاینده در میان ملت تورک آزربایجان دارد.

رشد هدفمند و معجزه آسای احساسات ملی در سالهای اخیر به ظهور طیفی از روشنفکری منجر شد که به طور بنیادین به عمق یافتن حرکت ملی به عنوان یک اصل می نگرد. این معنا مبین این است که این طیف هیچگونه رغبتی به فعالیتهای ظاهری که حالت اثباتی و خودنمایی را داشته باشد ندارد. چرایی این امر دقیقا به عدم لزوم این خودنمایی بر می گردد.
فرهنگ و هویت ملت تورک آزربایجان از چنان غنا و درخششی برخوردار است که احتیاجی به حرکات سطحی و اثباتی مقابل شوونیزم ندارد. آنچه موفقیت دو چندان حرکت ملی را تضمین می کند غنا بخشیدن به فعالیتها و رویکردهای فکری و توجه پیش از پیش به مسائل معرفتی است که می تواند تاریکی ها را زدوده و دلها را به روشنایی حقیقت صیقل دهد .

تامل حسابگرانه در فرم و نحوه رویکردهای تئوریکی و عملی فعالین سیاسی و فرهنگی ملت در گذشته قطعیت یافتن عدم توانایی نظریه های غیر ملی (ایدئولوژیک، دگماتیک، جبرگرایانه و … ) در ایجاد ثبات فکری و معیشتی را به اثبات می رساند و این موضوعی است که روشنفکران ملت آزربایجان را عمیقا متوجه خود ساخته است.
در میان جوانان تورک آزربایجان اندیشه های بدیع هویت خواهانه رواج بسیاری یافته است که نشان از پویایی اندیشه و میل به تحول خواهی در باب حس ملی دارد.

آنها کلید سعادت ملت را در سه چیز می بینند :

۱) زایش فکر خود شناسانه که جواب سؤال من کیستم؟ می باشد که این جواب به پالایش ذهنی از هویتهای واهی بیگانه می انجامد.
۲ ) معرفت عمیق به هویت و اصالت اجدادی در ابعاد مختلف تاریخی، فرهنگی و … که به شناخت و معرفت لازم می انجامد و دل را برای عشق ورزیدن به وطن و هویت ملی آماده می سازد.
۳ ) از بین بردن تمامی رذایل اخلاقی که مهمترین آن رذایل منیت هاست در این قسمت یک فرد ملی تمامی قید و بندها را کنار می زند و به هیچ وجه به خود نمی اندیشد. چیزی که سراسر وجود او را شکل داده و به وجود او عینیت می بخشد عشق به ملت تورک و آزربایجان است، تن و روح او به آزربایجان تبدیل گشته است . در این مرحله فرد هویت خواه نگران پول و مال، شهرت ، مقام و نیازهای غریزی خود نیست او در دل و روح و جان خویش شعله عشقی را می بیند که انتظار وصلش همانا سعادت ملت تورک آزربایجان و رفاه و آزادی ملت است.
این سه مورد لازم و اساس فکری یک آزربایجانی آزاده ای است که می توان مضمون این ویژگیها را بسیار مشاهده نمود. او تولدی دوباره یافته است که هیچگونه رذالتی را به وجودش راهی نیست.
رشد و شکوفایی این متد خاص از ناسیونالیسم که رگه های عرفان شرق را هم در خود تنیده عشق محور اساسی را در دستان با کفایت خویش قرار داده است.
یکی از وارستگان حقیقی آزربایجان در باب این مفاهیم معتقدند که بنیان حرکت ملی آزربایجان بر عشق و محبت استوار است.
او می گوید : ما نور و روشنایی را خواهانیم و خورشید حقیقت را با تمام وجود می پرستیم و با آن زندگی می کنیم این به معنای نفرت از تاریکی نیست.
اگر با تلاش و تقلایمان به نور حقیقت می رسیدیم و تاریکی از بین می رفت این
هرگز به معنای نفرت ما از تاریکی نیست بلکه عشق به حقیقت و روشنایی ملت ما را اثبات می کند.

تبیین چنین نگرشهای ظریف مبتنی بر تئوریهای کاملا ملی یک چیز قابل توجهی را به رخ جهانیان می کشد و آن انگیزه روشن تلاش و حرکت است. انگیزه ای که کمر همت به احیاء ریشه های تاریخی و اصالت هزاران ساله ملت ترک آزربایجان است.
حرکت بیداری ملی در میان ملت آزربایجان با چنین خلاقیتهای فکری و عملی نشان می دهد که اگر ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم توانست بر ویرانه های جنگ و زیر آوارهای نابود کننده بمبارانهای اتمی اعجاز دوباره برخاستن و بودن را به دنیا اثبات کند، ملت آزربایجان و روشنفکرانش نیز می توانند تولدی دوباره و درآمدن از پوستین غیر را تجربه نمایند.
آنچه به عنوان یک اصل شناخته شده در لابه لای تئوری و عمل روشنفکران در حال رواج است همانا نگرش صرف عاشقانه به ملت و سرمایه های ملی است. اگر قرار است اقدامی در جهت احقاق منافع ملی آزربایجان به عمل آید . اساس این اقدام باید بر پایه عدم وارد آمدن کوچکترین ضایعه به سرمایه های ملی مبتنی باشد ، یعنی هیچ کس دچار ضایعه نشود.
این اصل دقیقا در مقابل حرکتهای ظاهری و خودنما قرار دارد که در حال عمومیت یافتن و گسترش است.
بر مبنای این اصل هر گونه اقدام ضایعه بار که باعث زیان و صدمه فرد یا افرادی از حرکت ملی شود عملی آنتی ملی محسوب می شود و از اقبال عمومی محروم است.
از این دید هر اقدامی در چارچوب حرکت ملی الزاما باید تامین کننده منافع ملی بدون کمترین ریسکی بوده باشد ، مسلما انتخاب روشها نیازمند هوشمندی و دارا بودن حس بالای ملی و معرفت شناسی است.

🔹سخن پایانی
در مورد آزربایجان و حرکت ملی هویت خواهانه آن نمی توان فرمولی خارج از طبیعت دیگر ملتها ارائه نمود .
آنچه از آلمان و شوروی و آبادانی ژاپن بعد از جنگ دوم جهانی یاد شدنشان از قدرت خارق العاده ناسیونالیسم در تغییر مسیر تاریخ دارد و به نظر می رسد که در آزربایجان شکل مدرنتری از ناسیونالیسم در جریان است چرا که این حس در اینجا خالی از هرگونه نفرت و مبتنی بر عشق محض است.
بر این اساس جوهره اعجاز در آزربایجان حقیقتی عاشقانه خواهد بود .

 

بیشتر بخوانید

کشتار جیلولوق در آزربایجان جنوبی

ارامنه و آشوری‌ها در اوایل قرن بیستم جهت تشکیل یک کشور ارمنی-مسیحی دست به کشتار …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *