خانه / مقاله / آغ آنا

آغ آنا

وقتی زمین و آسمانی در میان نبود آبهای بیکران دنیا را در بر گرفته بود .اولگن در این دنیای بیکران بدون توقف در حال پرواز بود .صدایی از آسمان بر او گفت تا سنگی که از دریا بیرون میآید را بگیرد .به امری که از آسمان بر او وحی شده بود مکانی برای نشستن خود ایجاد کرده و با تامل چنین گفت :
یک دنیایی میخواهم ، با ریشه بیافرینم این دنیا چگونه باشد ، با چه اندازه ای بیافرینم چاره آن چیست ، به چه طریقی بیافرینم .آغ آنا درون آب ، بر بالای آب آمد و به اولگن چنین گفت :
اولگن اگر میخواهی بیافرینی،به عنوان یک خالق این جمله مقدس را درک و یاد بگیر و تکرار کن “انجام دادم شد ” و سخن دیگری به زبان نیاور ، وقتی می آفرینی هرگز “درست کردم نشد “را تکرار نکن . آغ آنا این سخنان را گفت و ناپدید شد . آغ آنا در اساطیر ترک فرشته و یک روح محافظ است.

با این اعتقاد که « آغ آنا» حتی قبل از آفرینش زمین و آسمان وجود داشته و در آسمانی تخیلی سیر می کرده است و به هر چیزی که زندگی اش را شروع می کرده روح می داده و فکر می کردند که به عنوان کسی است که حلقه های زندگی را در شانه هایش حمل می کند. او در آغاز با جمع کردن نیروی آفرینش در خودش ، به عبارتی دیگر نماد راز ناهشیار و ازلی نیز می باشد.

بنا به اعتقاد ترکان آلتای ، آغ آنا به شکل زنی از جنس نور ( وجودش با نور سرشته شده است) به تانری اولگن نیرو و الهام آفرینش داده است.

« اولو آغ آنا» به معنای مادر بزرگ سفید لقبی برای « اومای آنا» که با نامهای « پای آیس » ، « مای آیس» و « ایمای آیس» هم شناخته می شود و به عنوان روح طرفدار خیر و نیکی رد پای باوری خیلی دیرین است. تا قبل از مسلمان شدن تاتارها ، در میان اعتقاداتشان ، باور « مادر بزرگ آفریننده » ( اولو ژاراتان آنا ) وجود دارد که گمان می رود ارتباطی با اولو آنا دارد.

در میان کوموکها نیز « آغ کادین»( زن سفید) نامیده شدن موجودی که رد پای موتیف « آل باستی» را در خود دارد .

واژه « آغ» در نام « آغ آنا » دلالت بر مقدس بودن این موجود است. در متون شمنی آلتای و در دیگر متون مشابهی نظیر این ، کلمه « رخ فرخنده ، مقدس » نیز ترجمه شده است. در بین تِله اوت ها نام این مادر مقدس ، « آک اینه» ( مادر سفید ) می باشد. در عین حال ، آن نام « ائنه – یایاچی » یعنی ( مادر آفریننده ) را نیز با خود دارد .

سخنان آغ آنا از گوش اولگن هرگز دور نشد که “هست را نیست نگویید ، هستی را نیستی نگویید ، تا مانند نیستی از میان نروید ” .

اولگن به زمین نگاه کرده و گفت ” آفریده شو زمین “! به آسمان نگاه کرده و گفت :” آفریده شو آسمان ” با گفتن این جملات زمین و آسمان آفریده شد .

 

بیشتر بخوانید

بالیق‌لار چؤندو بایرام اولدو! ایل باشا چاتیب، دؤندو، تزه‌لندی! / علیرضا فرشی

  ایلین فصیل‌لری ایله ایلیشگیلی اولان میفیک (اوسطوره‌لی) وارلیق‌لار اینسانین «دوغا» (طبیعت) ایله ایلیشگی‌سین‌دن یارانیب‌لار. …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *