خانه / آذربایجان / آیا آزربایجان همچنان نظاره گر تظاهرات خواهد بود؟

آیا آزربایجان همچنان نظاره گر تظاهرات خواهد بود؟

 

هروقت بوی تظاهرات و اعتراضات در ایران به مشام می رسد, عده ای از تاریخ صحبت می کنند و به اتفاقاتی که در دوران مشروطه و پیشه وری و آیت الله شریعتمداری اتفاق افتاده است, اشاره می کنند و به مردم پیشنهاد می کنند فریب ظاهر فارسها و اوپوزوسیون را نخورند و به بازی خود ساخته حکومت های داخلی و ابرقدرت ها وارد نشوند تا مبادا نخبه های سیاسی را بدون هیچ سودی از دست بدهند. همه میدانیم این طرز تفکر هم درست است و بایستی به احتیاط و مشاوره های ایشان توجه کرد. دومین توجیهی که ملتچی ها برای عدم پیوستن به تظاهرات دارند بحث نخواستن قدرت های جهانی برای رسیدن ایران دموکراسی است. این هم به نوعی درست است چون معمولا ابرقدرت ها دوس ندارند کشوری به دموکراسی برسد و روند قدرت نظامی و اقتصادی را بدون پرداخت رشوه و اختلاص ها و … طی کند و بعدا در تصمیم گیری های جهانی دخالت کند. این قشر می گویند تا امریکا و روسیه و … به استعمار ایران فکر می کنند چاره ای جز تحمل جمهوری اسلامی نداریم.

عده ای به نرسیدن بلوغ سیاسی در آزربایجان اعتقاد دارند و می گویند مردم ازربایجان به راحتی احساساتی شده و نمی توانند تصمیم درستی را در رابطه با کنش های بعدی بگیرند و احتمال می دهند بعد از فراخوان, گروه های سیاسی معاند ازربایجان مانند پهلوی ها و مجاهدین خلق این تظاهرات را به نام خود ثبت کنند و ملتچی ها نتوانند تظاهرات های بعدی را مدیریت کنند و انقلاب بی پایه و اساسی در ازربایجان صورت گیرد که هیچ برد سیاسی را همراه نداشته باشد و یا شاید بدتر از جمهوری اسلامی گردد.

عده ای به اصلاحات اعتقاد دارند و معتقدند که انقلاب روند پیشرفت کشور را کند می کند و اساسا چون انقلاب فکری و فلسفی در ایران وجود ندارد و سرانه مطالعه بسیار پایین است بنابراین انقلاب خودزنی است و شاید روندی است برعکس. این طیف معتقدند که باید انقلاب ارام صورت گیرد که هیچ تلفات جانی نداشته باشد یا تلفات بسیار کمی داشته باشد و مردم مدیریت انقلاب را به دست گیرند تا شاهد تکرار کودتای پهلوی علیه قاجار و انقلاب اسلامی علیه پهلوی و تعویض دیکتاورها نباشیم.

اما گروهی معتقدند آزربایجان باید به تظاهرات کشوری بپیوندد و گذشته را نادیده بگیرد چون امکانات الان اجازه فریب دوباره مردم ازربایجان را نمیدهد و هر اتفاقی به سرعت دست مردم خواهد رسید و باخبر خواهند شد. اینها معتقدند سیستم جمهوری اسلامی سیستمی فاسد است که اصلاح ناپذیر است و باید از نو بنا شود. اما مشکلی که اینها دارند شعار روحت شاد رضا شاه است.

اما با گذشت سالها از تظاهرات های مختلف و سکوت آزربایجان ظاهرا تظاهرات اخیر به سطح جدیدی از شعارها رسیده است. مردم ایران متوجه شده اند راه انقلاب ایران از تبریز و آزربایجان می گذرد و باید ازربایجان را مطمئن کنند که فریبی در کار نیست و ایران برای دموکراسی ای تلاش می کند که نهایتا به عدالت بین اقوام خواهد انجامید. شعار”نه شاه میخواهیم نه رهبر – مرگ بر حاکمان ستمگر” جزو شعارهایی است که می توان گفت نقطه عطف تاریخی است برای راضی کردن ازربایجان به انقلاب و عدم استقلال خواهی

حال تکلیف آزربایجان چیست؟ آزربایجان تا چه زمان گوش به فرمان میللتچی ها خواهد بود؟ آیا زمانی خواهد رسید که ملت, خود تصمیم بگیرد؟ یا همیشه به فعالان سیاسی خود اعتماد خواهد کرد؟ آیا میللتچی ها حاضر خواهند بود این فرمان تاریخی را برای ملت آزربایجان صادر کنند؟ آیا عدم پیوستن به تظاهرات تصمیم گیری درست را بر می تابد یا نشان از ضعف و ترس دارد؟ آیا میللتچی ها حاضرند از آزروی دیرینه خود یعنی استقلال کوتاه بیایند و برای فدرالیسم تلاش کنند؟ این ها همه سوالاتی است که ذهن مرا درگیر کرده است.
زنده باد آزربایجان

(این مطلب منعکس کننده افکار هیئت تحریریه جنبش دانشجویی آزربایجان جنوبی نمی باشد و مطلبی ارسالی از جانب یکی از مخاطبان به گروه خبری اؤیرنجی است که بدون دخل و تصرف منتشر می‌گردد.)

بیشتر بخوانید

وزارت ارشاد را منحل کنید! / دکتر مرتضی مجدفر

  اواسط هفته گذشته، در حالی که کشور در تب‌وتاب و التهاب ناشی از حوادث …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *