خبر فوری
خانه / مقاله / امر سیاسی در مقابل پولیس / ایواز طاها

امر سیاسی در مقابل پولیس / ایواز طاها

(از سلسله یادداشت‌های ساده و کوتاه امر سیاسی)

قدرت شرط برقراری نظم است، نوعی گرامر زندگی اجتماعی. موضوع سیاست همین قدرت است و بررسی کارکرد دولتی که محل تجلی و یا مرکز آن است. اما سیاست در یونان باستان در آغاز نه به معنای اداره‌ی مدینه‌ها بود و نه بررسی کارکرد دولت. کارکردِ اصلیِ سیاست مقابله با سلطه‌گری بود. منظور ما از امر سیاسی در این نوشته همین معناست.

امر سیاسی در جانب مردم است. در اصطلاح سیاسی مردم به دو معنا به کار می‌رود، هم به معنای همه‌ی شهروندان جامعه، و هم به معنای بخشِ بدونِ سهم آن؛ یعنی آن بخش از جامعه که از سامان قدرت حذف شده است. وظیفه‌ی امر سیاسی به صحنه‌‌آوردن همین بخش محذوف است. در یونان باستان دموکراسی حکومتِ حاشیه‌نشینانِ محذوفی بود که در نظمِ سیاسیِ آتن جایگاهی نداشتند.

اغلب همین بخش از جامعه است که در عینِ بردوش‌کشیدنِ کلِ بارمعنایی مردم، سوژه‌ی امر سیاسی نیز است. برای ژان ژاک روسو مردم عبارت از همان تیره‌بختانی بود که به فرمان یک اراده به جنبش درمی‌آمدند. زیرا چیزی که آنان را به پیش می‌راند طلب نان بود و فریاد طلب نان همیشه یکصدا بلند می‌شد. روبسپیر نیز وقتی از «عظمت انسان در برابر حقارت بزرگان» سخن می‌گفت، همین مردم را در نظر داشت. سوژه‌ی امر سیاسی که در اوجِ توفانِ انقلابْ کلِ جامعه را نمایندگی می‌کند همین مردم است.

در یونان باستان هر شهری دولتی داشت. همین نهاد سیاسی و یا ساختار نظم‌یافته‌ی سیاسی را ”پولیس“police می‌نامیدند. و مقاومت در برابر نظم مستقر سیاسی هم، چنانکه گفتیم، متضمن برهم‌زدن نظم ایجابی موجود است. از دید ژاک رانسیئر سیاستِ راستین عصیان علیه همین نظم مستقر است، کاری که در یونان باستان دموس در مقابل پولیس می‌کرد. در آغاز دموس demos به جمع روستائیان گفته می‌شد و سیاست راستین عبارت بود از ظهور روستائیانِ محذوفِ جامعه در صحنه‌ی سروری. در سال‌های پایانی قرن ششم پیش از میلاد، اداره‌ی جامعه‌ به دست روستائیان و تهیدستان افتاد و از آن پس حکومت آتن را ”دموکراسیا“ demokratia نامیدند، یعنی حکومت روستائیان. به گفته‌ی ژیژک، سیاستِ راستین (یا همان امر سیاسی)، زمانی پا گرفت که عامه‌ی مردم در دولتشهر یونان باستان در قامت عاملی فعال و دارای کنش مشارکت کرد. جماعتی که گرچه در بنای رفیع جامعه هیچ پایگاه ثابت و مشخصی نداشت و یا در پایگاهی فروتر به سر می‌برد، وارد حوزه‌ی عمومی ‌شد و صدایش همپایه‌ی طبقه‌ی اشراف یا طبقه‌ی حاکم به گوش ‌رسید. این معنی نیز اندک اندک گسترش یافت تا آنکه دموکراسی نامی شد برای حکومت‌هایی که به دست همه‌ی مردم اداره می‌شود. این واژه بر اجتماع همه‌ی مردم آتن اطلاق شد که برای اجرای کارهای حکومت گرد هم می‌آمدند.

امر سیاسی متضمن به چالش کشیدنِ نظم مستقر است. در مقابل، سیاست حوزه‌ی تجربیِ حفظِ وضعِ موجود است و ضامن برقراری نظم در مدینه. یعنی دستور العملی است برای حفظ وضع موجود؛ اینکه پولیس چگونه مردم را رام کند و نظم را برقرار سازد. از این رو، سیاست به حوزه‌ی قاعده، قانون و وضعیت هنجاری اختصاص دارد. برنامه‌ و ترفند اداره‌ی اجتماعات انسانی است؛ سامان‌دادن به همزیستی‌ها، شیوه‌ی توزیع نقش‌ها و نحوه‌ی اختصاص جایگاه‌ها به آحاد توده. به عبارت دیگر وظیفه‌ی پولیس روند بازتولید مشروعیتِ سامان‌بخشی اجتماعی، ایجاد شیوه‌ی سازوکار یک جمع و اندیشیدن پیوسته به بازتولید آن است. این پولیس است که تعیین می‌کند در یک نظام سلسله‌مراتبی چه کسی و چه چیزی در کجا و در چه مرتبه‌ای مرئی و محسوس باشد. همین تعیین است که ماهیت نظم را تعین می‌بخشد. لیکن امر سیاسی استثنایی است در قوائدی که نحوه‌ی گردآوری و اداره‌ی گروه‌های انسانی را معین می‌کنند. امر سیاسی کنشی است به قیمت قطعیت مرگ برای برهم‌زدن سلسله مراتب ناعادلانه‌ی نظم ایجابی به هدف برپایی عدالت.

در غیاب امر سیاسی آزادی و اختیار نیز بی‌معناست. انسان در جریان امر سیاسی است که به سوژه‌ی آزاد و عامل تغییر تاریخی تبدیل می‌شود. انسان خود آزادی است، خود امر سیاسی است.

ــــــــــــــــــــــ
* ”امر سیاسی” را در مقابل the political به کار می‌برم و ”سیاست“ را در مقابل politics.

بیشتر بخوانید

امروز ۲۴ ژوئن ؛ هشتاد و یکمین سال روز تولد ابوالفضل ائلچی بی می باشد

  بیست و چهارم ماه ژوئن تولد رهبر بزرگ آزربایجان “ابوالفضل ائلچی‌‌بَی” می باشد. “ابوالفضل …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *