دوشنبه - ۳۱ شهریور ۱۳۹۹
خانه / مقاله / بنشین و بیاندیش / ابراهیم نوری 

بنشین و بیاندیش / ابراهیم نوری 

 

بی تردید مقدمه دانش ، آموزش است.

بطور مثال دانش آموز دوره اول ابتدایی را در نظر بگیرید که سر کلاس آموزش الفبا به معلم اش بگوید چرا صدای حرف «د» ، دال است و من میخواهم صاد بگویم و علی ماشالله… بلاشک در صورت سماجت و ادامه دانش آموز ، معلم مربوطه با در جریان گذاشتن مدیر و دبیر پرورشی و اولیا ، به هیچ روی حرف های دانش آموز را نخواهد پذیرفت و پیشنهاد مراجعه به روانشناس را خواهد داد.

حال تصور بر آن نماییم که دانش آموز یاد شده با پشت سر گذاشتن مقاطع علمی و آموزشی وارد دانشگاه شده و امروز همان سوال را در مقطع دکتری بعنوان دانشجوی دکتری زبان شناسی از استاد دانشگاه بپرسد و یا اینکه عنوان پایان نامه اش مرتبط با موضوع نارسایی های الفبای فلان زبان باشد.
آیا باز هم دعوت اولیا و سفارش برای مراجعه پیش روانشناس عملی خواهد شد ؟؟
پاسخ منفی است.
و دلیل بر واکنش ۱۸۰ درجه ای ، چیزی غیر از گذر دوره آموزش توسط آن دانش آموز سابق نیست.
بدان خاطر است که در علوم فلسفی ، ضابطه اصلی «بنشین و بیندیش» است.

کاری که کرسی های غرب ، غریب به ۳۰۰ سال نشسته و اندیشیده و نهایتأ از جان لاک و هابز گرفته تا جان راولز ، همدیگر را نقد ، تحلیل ، تأویل و تبیین نموده اند. و نتیجه آن شد که رنه دکارت پشت میز آموزش گفت : «می اندیشم پس هستم».

لیکن ، متاسفانه طی صد سال اخیر ایرانیان در برخورد با مفاهیم وارداتی مدرن از قبیل لیبرالیسم ، رفرمیسم ، سکولاریسم ، ناسیونالیسم ، فمنیسم ، دموکراسی ، پارلمان و… بخاطر غرور کاذب خودبرتربینی ، و به مانند دانش آموز دوره اول ابتدایی ، بدون گذر دوره آموزش ، بصورت عجولانه با مفاهیم برخورد کرده که نتیجه آن غیر از ادویه کاری و آش شلغم درست کردن چیز دیگری نبوده است.
تعاریف جدید الاکتشافی که سر و ته آن اصلا با مبدأ همخوانی ندارد.

این شد که امروزه اکثر غریب به اتفاق ناسیونالیست های ایرانی فاشیست از آب در آمده و در این حال دست هیتلر و موسولونی را از پشت بسته اند.
چرا که از ناسیونالیسم بجای موتور محرک پیشرفت و وحدت در کثرت ، غرق در باستانگرایی محض توأم با تحقیر و ترذیل ملل جهان را سرلوحه خود قرار داده اند.
و عده ای دیگر با مدعی بودن فمینیست ، بدون درک اندیشه و خواست جریان فمنیستی ، واژه دوست اجتماعی را مثل آدامس جویده و در سرعت موج به دور از اجتماع ، چشم به چشم می شوند.
و فوکولیست های لیبرالیسم به پای منبر نشینانشان در سر کلاس آزادی های فردی ، «جدایی» را بجای «استقلال» از جامعه ، بنام لیبرالیسم تفهیم مینمایند و …

این است که اکنون در بین النهرین سنت و تجدد آس و واس مانده ایم.
و بقول فیلسوف ایتالیایی همانند زن حامله ای هستیم که وقت زایمانمان رسیده و لیکن نوزاد نه بصورت طبیعی و نه بصورت جراحی بیرون نمی آید و متحمل درد هستیم.
زیرا که sit and think را در اندام خویش برازنده نمی دانیم و بلندگو به دست برای آدمیان جهان پیرامون موعظه می کنیم.

 

بیشتر بخوانید

کشت تخمه آفتاب‌گردان خوی در آستانه نابودی/ سعید شاه‌وردی

مشکلات کشاورزان آفتاب‌گردان شهرستان خوی هر ساله بیشتر می‌شود و کسی نیز پاسخگوی این کشاورزان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *