خبر فوری
خانه / آذربایجان / حرکت ملی آذربایجان و جنبش زنان / سالار طوری

حرکت ملی آذربایجان و جنبش زنان / سالار طوری

چندین سال است که در آذربایجان و در بین تورکان ایران تفکر ناسیونالیستی تورکی در واکنش به حقوق از دست رفته آنها در گذر حداقل یک قرن و از زمان کودتای رضا خان در سال۱۲۹۹ علیه حکومت مشروطه تورک قاجار  بوجود آمد ، حاکمیت  نژادی و باستانگرایی رضا خان سبب شد تا تفکر نژادپرستی علیه دیگر ملل موجود در جغرافیای ایران و اللخصوص ملت تورک آذربایجانی بنابه دلایل تاریخی و رقابتی ایجاد شود که  شروع به تسویه حساب علیه تورکها و تک زبانه کردن و تک ملت کردن ایران به نفع فارسگراها گشت.

تا که این تبیعضات موجب شود روشنفکران آذربابجانی در واکنش به این‌ نژادپرستی در قالب حرکت ملی آذربایجان برای مقابله با ذوب فرهنگی و آسمیلاسیون نژادی  بوجود آورند‌ تا سعی در زنده نگه داشتن زبان و تاریخ و فرهنگ خود گردند، و به خود آگاهی و خود باوری رسند .

که چنین شد حرکت ملی آذربایجان از پیچ و خم تاریخ گذشت و  با موانع سیاسی مبارزه کرد تا به این نکته از شرایط موجودیش برسد.

هر تفکر در هر سرزمینی با مردمان متفاوت همیشه ضعفهایی هم داشته و خواهد داشت فلذا حرکت ملی آذربایجان نیز نقصان هایی داشت و دارد که از جمله آنها میتوان به خواستگاه این جنبش که بیشتر در طبقه پایین جامعه و حتی حاشیه نیشنان رقم خورده بود و نمیتوانست به طبقه متوسط و یا بالا ترفیع کند که بعدا با کمک تراختور این نقص را تا حدی رفع کرد اشاره داشت.

و یا یکی از مهمتربن نقص ها در حرکت ملی عدم مشارکت زنان در حرکت بود که در چند سال اخیر همیشه سر این موضوع هم در داخل حرکت و هم در چالشهای بیرونی حرکت بحث ها و جدلهایی را همراه داشت که بمانند سنگی  بزرگ به پای حرکت بسته شده بود و از پیشرفتش جلوگیری میکرد.

ولی حرکت می بایست برای فتح قله سعادت از این مشکل میگذشت ، چالشهایی در چگونگی برخورد جنبش زنان با جنبش ملی آذربایجان و چگونگی برخورد این دو بوجود آمده بود، عده ای از سنتیون حرکت ملی، جنبش زنان و فمنیسم را علیه حرکت معرفی میکردند و عده ای کمی از پیوند این دو جنبش دفاع میکردند و البته جنبش زنان نیز بیشتر مثل سوسیالیسم در اسارت تهران نیشن نان بود ، و  عده ای کمی  در این جنبش زنان و چپ گراها توانسته بودند با عینک آذربایجانی به مکتب خود نگاه کنند، مخصوصا بافت سنتی آذربایجان نسبت به تهران به علت پایتخت بودن آن بیشتر اهالی جنبش زنان موجود در جغرافیای آذربایجان را تحت تاثیر جنبش زنان تهران قرار داده بود که درون مایه آن مبارزه برای آزادی و برابری حقوق اجتماعی، سیاسی و فرهنگی زنان با مردان به علاوه با حس باستانگرایی فارسی بود.

و این پلاس و یا یدک برای برابری خواهان حقوق زنان که باستانگرایی فارسی نام دارد ، رفته رفته در بین فعالیین جنبش زنان آذربایجانی دچار  تنش ناسیونالیستی گردید طوری که با خود آگاهی زنان آذربایحانی از تاریخ و هویت خویش توانستند خود را از جنبش زنان تهران نشین جدا کرده جنبش زنان آذربایجانی را تشکیل دهند تا فعالیت و خواسته های به حق خود در رابطه با احقاق حقوق زنان را در ظرف سرزمینی آذربایجان به سرانجام رسانند و خود را از ظرف سرزمینی و هویتی باستاگرایی فارسی  برهانند.

امروز بعد از کش و قوس زیاد هم در جبهه حرکت ملی و هم در جبهه جنبش زنان نسبت به هم می بینیم که زنان جامعه آذربایجانی میتوانند در کنار حرکت ملی برای حقوق مشترک مبارزه کنند در جامعه،  در اجتماعات،  فعالیتها و در میتینگهایی که عمداتا توسط مردان به ثمر میرسید درخشش چشمگیری داشته باشند .

چنانچه در اعتراضات حمایتی قره باغ دهها نفر از بارداشتیهای این میتینگ از زنان آذربایجانی بود که جای تبریک به جنبش زنان آذربایجانی دارد که  حتی با شعور و انرژی که دارند احتمالا در رهبریت حرکت ملی بتوانند نقش آفرینی نیز بکنند.

زیرا

((گوجلو قادینلار گوجلو توپلوملار یارادار))

بیشتر بخوانید

احضار ۱۰ تن از بازداشت شدگان حمایت از آزاد سازی قاراباغ به بیدادگاه انقلاب رژیم ایران در اورمیه

اؤیرنجى : جواد رضایی، فرهاد محمدی، امیر عزتی حیدرلو، عرفان مهدی خانی ساعتلو، رامین دهقان، …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *