خبر فوری
خانه / اخبار / حلقه قدرتی که با ۲۳۳۲ نفر بر جغرافیای ایران نام حکومت می کند!

حلقه قدرتی که با ۲۳۳۲ نفر بر جغرافیای ایران نام حکومت می کند!

اؤیرنجى:”ایران پسا انقلاب ؛ دفترچه راهنما” نام کتابی به نویسندگی آقایان مهرزاد و رحیم خانی به تازگی در آمریکا به چاپ رسیده و ۲۳۳۲ نفر را برشمرده که حلقه قدرت در جمهوری اسلامی را در دست دارند.

به گزارش اؤیرنجى؛ اخیرا کتابی به نام “ایران پسا انقلاب؛ دفترچه‌ راهنما” با کوشش مهرزاد بروجردی و کوروش رحیم خانی به زبان انگلیسی در آمریکا نوشته و چاپ گردیده که ثابت می کند ۲۳۳۲ نفر قدرت در جمهوری اسلامی را به صورت انحصاری در اختیار دارند و در این ۴۰ سال بر جغرافیای ایران نام حکم رانده اند.

 مهرزاد بروجردی استاد علوم سیاسی دانشگاه سیراکیوز نیویورک و از نویسندگان این کتاب در مصاحبه ای گفته است که در کتاب فوق نام و مشخصات ۲۳۳۲ نفر که از اولین روز انقلاب تا امروز مشاغل کلیدی را دست داشته‌اند، ذکر شده است. این شامل وزیران ۱۵ کابینه، نمایندگان ۱۰ مجلس شورای اسلامی، نمایندگان ۶ دوره مجلس خبرگان (از جمله مجلس بررسی نهایی قانون اساسی)، ۷ دوره شورای نگهبان، ۸ دوره تشخیص مصلحت نظام و همچنین سران قوه قضاییه، ارتش، سپاه پاسداران، بانک مرکزی و صدا و سیما می‌شود.

با توجه به اینکه اکثریت این افراد نماینده مجلس بوده‌اند و بخش عمده‌ای از آنها هم تنها یک بار انتخاب شده‌اند، می‌توان گفت که گردش قدرت در ایران پس از انقلاب بسیار محدود بوده است. به عبارت دیگر، رجالی که «خودی» تلقی شده‌اند، مشاغل و مناصب بالایی را به تناوب در اختیار داشته‌اند. در کتاب فهرست ۴۸ نفر آمده است که هر یک بیش از ۷ شغل مهم را داشته‌اند (که تازه شامل مشاغلی مثل امام جمعه، معاون وزیر، سفیر، فرماندار، استاندار، مشاور و رئیس دانشگاه و مشابه آن نمی‌شود).

مطالعه آمارها نشان می‌دهد که تغییر و گردش در رده‌های پایینی هرم قدرت صورت می‌گیرد، در سطح مجلس و نه در نهادهایی مثل بیت رهبری و شورای نگهبان که در بالای هرم قرار دارند. این را می‌توان با بررسی نرخ تصدی‌گری (incumbency) به روشنی دریافت. در حالی که به طور متوسط تنها ۳۳ درصد نمایندگان هر دوره مجلس در مجلس بعدی حضور داشته‌اند، این نرخ برای اعضای شورای تشخیص مصلحت ۷۸ درصد بوده است و برای شورای نگهبان ۷۳ درصد. به طور کلی و با توجه به این داده‌ها می‌توان گفت که واقعاً عده قلیلی در این۴۰ سال در این نظام حکمرانی کرده‌اند.

وی درباره پیوندهای خویشاوندی میان صاحبان قدرت و ازدواج های سیاسی که میان این حلقه قدرت رخ داده نیز می گوید که تنها ۱۰ صفحه از این کتاب ۸۵۳ صفحه‌ای درباره پیوندهای خویشاوندی صاحبان قدرت نگاشته شده و تا آنجا که من می‌دانم ما در این کتاب دقیق‌ترین فهرست چنین پیوندهایی را جمع‌آوری کرده‌ایم. این فهرست پیوندهای سببی و نسبی‌ای مانند پدر، مادر، فرزند، زن، شوهر، داماد، عروس، برادر، پدرزن، شوهرخواهر، پسرعمو و غیره را در برمی‌گیرد. روابط خویشاوندی، پیوندهای خونی و حتی نسبت‌هایی همچون هم‌دانشگاهی یا هم‌حوزه‌ای بودن این رجال، جلوی وخیم شدن خیلی از تضادها و خونریزی‌ها را گرفته، ولی واقعیت این است که خویشاوندی صاحبان قدرت در جمهوری اسلامی تنها بار مثبت نداشته است.

فامیل‌گرایی سبب شده که افراد تنها به خاطر پیوندهای سببی و نسبی و نه از روی شایسته‌سالاری بر صندلی‌های قدرت تکیه بزنند. برای مثال تصدی برادران و فرزندان اشخاصی مثل خمینی، خامنه‌ای، رفسنجانی، خاتمی، احمدی‌نژاد و روحانی در دستگاه حاکم نشان هر چیزی است جز شایسته‌سالاری. لئونارد بابندر، استاد سابق علوم سیاسی در داشنگاه یو. سی. ال.‌ای ۵۶ سال پیش نوشت: «فامیل‌گرایی در ایران یک تعهد جدی است.» بیش از نیم قرن پس از این اظهارنظر، هنوز همین طور است.

بر اساس مطالعه ما، ۲۷ درصد ۲۳۳۲ نفر رجال جمهوری اسلامی، روحانی هستند. البته باید افزود که در جمهوری اسلامی به عنوان یک حکومت دینی، وزنه سیاسی روحانیون بسیار بیشتر از آن چیزی است که این درصد بیان می‌کند. برای مثال، شخص رهبر به تنهایی و شخصاً واجد این قدرت است که صدها نفر را در مشاغل مهم نصب و عزل کند و به همین ترتیب، علمای عظام بدون داشتن شغل دولتی، می‌توانند وزنه سنگینی در مناسبات قدرت باشند.

وی می افزاید که دو چیز در تحقیقات ما چشمگیر است: اول آنکه درصد تصدی‌گری افرادی که سابقه سپاه پاسداران و حضور در جبهه جنگ با عراق را دارند، در تمامی نهادهای قدرت بالا رفته‌ است، و سپاهیانی که در اول انقلاب محافظ روحانیون بودند، حالا رقیب آنها شده‌اند و سهم خود را از سفره انقلاب می‌خواهند.

دوم آنکه اگر سکوهای پرش یعنی مشاغلی را مرور کنیم که صاحبان قدرت درست قبل از به دست گرفتن شغل‌های کلیدی در اختیار داشته‌اند، می‌بینیم که بوروکراسی دولتی و دانشگاه نقش بسیار مهمی را بازی می‌کنند.

به عبارت دیگر، دستگاه عریض و طویل بخش دولتی و دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی محل رشد و تربیت نسل جدیدی بوده که وارد حلقه قدرت شده‌اند. این روند، نظر به ضعف بخش خصوصی و با توجه به اینکه اکثریت مطلق دولتمردان جدید، تحصیل‌کرده داخل کشور هستند، قابل توضیح است.

این محقق در مورد سهم آقازاده ها از قدرت در جمهوری اسلامی در دو دهه اخیر نیز میگوید که ؛به نظر می‌رسد اکثر آقازاده‌ها عطای سیاست را به لقای آن بخشیده‌اند و تصمیم گرفته‌اند از توان و امتیازات خود در مراکز اقتصادی بهره ببرند که هم از شفافیت کمتری برخوردار‌اند و هم اینکه در آنها می‌توان یک شبه راه صد ساله را پیمود و توشه خود را ساخت. البته نباید از خاطر برد که فرزندان افرادی مثل مطهری، مفتح، جنتی، رفسنجانی، علیخانی، ابوترابی فرد، علوی، ستاری (و بسیاری دیگر که نامشان در کتاب آمده) به مشاغل سیاسی پشت نکرده‌اند.

یکی از دستاوردهای این کتاب، جمع‌آوری شغل پدران بسیاری از نخبگان سیاسی است که البته به خاطر کمبود اطلاعات همه صاحبان مشاغل کلیدی را در برنمی‌گیرد. اگر شغل پدر را به عنوان بهترین معیار جایگاه طبقاتی افراد در نظر بگیریم، می‌بینیم که سیاستمداران نظام جمهوری اسلامی عمدتاً فرزندان روحانیان، کشاورزان، کسبه بازار و کارگران هستند که اقشار پائین جامعه را تشکیل می‌دهند.

برای مثال مطالعه ما در مورد شغل پدران ۳۲۷ نماینده که در کل دوره چهار ساله مجلس اول (۱۳۵۹-۱۳۶۳) حضور داشته‌اند، نشان می‌دهد که شغل پدران آنها به این شرح بوده است: روحانیت ۲۸ درصد، کشاورز و خرده مالک ۲۳ درصد، کسبه بازار ۱۵ درصد، کارگر ۶ درصد که مجموع آنها بالغ بر ۷۲ درصد کل نمایندگان می‌شود، در عوض کسانی که پدرانشان مشاغلی مانند دکتر، وکیل، مهندس و استاد دانشگاه داشته‌اند، تنها ۲ درصد است. این خاستگاه طبقاتی در مورد وزیران و نمایندگان خبرگان، اعضا شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نیز صدق می‌کند.

 

 

بیشتر بخوانید

سنگ اندازی استاندار آزربایجان غربی درتصویب روزملی دریاچه اورمیه

شنیده ها ازمنابع موثق حاکیست به دستور کاک ممد شهریاری رئیس اداره کل ارشاد اسلامی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *