خانه / آذربایجان / روایت قره باغ / پرویز شاهمرسی

روایت قره باغ / پرویز شاهمرسی

 

سال ۷۰ دانشجویی بودم تشنه فهم جهان. جنگ قره باغ تازه آغاز شده بود. در پی کشف علت برآمدم و همراه با رفیقی شفیق دست به پژوهش زدم.

حاصل آن کتاب «تاریخ قره باغ» شد که در سال ۷۶ وزارت خارجه منتشر کرد. کار را رها نکردم. وقتی برای معلمی استخدام می شدم گفتند تنها یک جای کارت ایراد دارد: چرا شور قره باغ در سر داری؟

۱۰ سال همه کتابهای موجود را در پی سطری یا واژه ای از قره باغ جستم. کتابی شد به نام «قره باغ نامه» که از حیث جامعیت بهترین در ایران و قفقاز است.

سه سال در ارشاد تبریز معطل ماند. به ناشری در تهران پناه بردم و کتاب در سال ۸۹ منتشر شد. همه اسناد مربوط به حمایت ایران از ارمنستان را خط زده بودند.

ناشر هم بی انصافی را تمام کرد. نه قراردادی و دریغ از یک ریال برای ۱۰ سال کوشش. با خود گفتم: از وطن که سهم نمی خواهند. کتاب «فاجعه قره باغ» را ترجمه کردم. فریاد بود از زخم کهنه در قره باغ. ناشری آزادمرد در اورمیه آن را در سال ۹۰ منتشر کرد.

اشقیاء به نمایشگاه کتاب تبریز ریختند و به ضرب و زور، ناشر را تهدید کردند که «فاجعه قره باغ» نباید دیده شود. فروش «قره باغ نامه» هم در تبریز ممنوع شد.

براستی اگر ریگی به کفش نداشتند چرا اینگونه به دست و پا افتاده بودند؟ خودشان که این کتاب را سلاخی کرده بودند، دیگر از چه می ترسند؟ کوتاه سخن آنکه حدیث من و قره باغ، حدیث عشقی است به معشوقی نادیده. عشق سالهای دور و نزدیک من.

ایمان دارم که آذربایجان بدون قره باغ معنایی ندارد. قره باغ عشق است، زندگی است. امیدی است که روزی به دامان ابدی خود آذربایجان بازمی گردد. به امید آن روز…

 

بیشتر بخوانید

استقرار ارتش آزربایجان در جاده قامیشلی کلبجر در مرز ارمنستان

اؤیرنجى : طبق تصاویر ویدئویی گرفته شده توسط سربازان ارتش آزربایجان در حال عبور از گردنه …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *