یکشنبه - ۱۹ مرداد ۱۳۹۹
خانه / مقاله / سخنرانی ناصر فکوهی با عنوان «نقش زنان در گفتمان قومیت‌ها برای صلح و انسجام ملی» / میلاد بالسینی

سخنرانی ناصر فکوهی با عنوان «نقش زنان در گفتمان قومیت‌ها برای صلح و انسجام ملی» / میلاد بالسینی

اخیرا خلاصه بازبینی شده سخنرانی ناصر فکوهی، استاد انسان‌شناسی دانشگاه تهران، در جلسه انجمن جامعه‌شناسی ایران، (گروه علمی – تخصصی صلح، ۲۴ آذر ۱۳۹۸، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران) با عنوان «نقش زنان در گفتمان قومیت‌ها برای صلح و انسجام ملی» در سایت عصر ایران منتشر شده است(https://b2n.ir/400573).

فکوهی با اشاره به اینکه سیستم پدرسالاری حاکم بر ایران، منجر به سطح اشتغال پایین زنان شده است؛ مهم‌ترین نقش در سلول خانوادگی را متوجه زنان دانسته و در قسمتی دیگر از متن عدم اجرای اصل پانزدهم قانون اساسی که اشاره‌ای به آموزش زبان‌های محلی دارد را در دو دلیل عمده می‌بیند: «یکی نبود اراده سیاسی واقعی که این امری است مربوط به فرایند بالا به پایین جامعه، دولت و حاکمیت. دلیل دوم هم که در بسیاری از موارد به خصوص زنان تحصیل‌کرده نسل‌های جدید در استان‌ها و یا با والدینی که زبان دیگری وجود دارد، گاه دیده می‌شوند که نسبت به اهمیت زبان مادری‌شان واقف نیستند و تصور می‌کنند اگر کودکان خود را در صرفا زبان فارسی بزرگ کنند به آن‌ها شانس بیشتری می‌دهند. درحالی‌که درست عکس این است».

شکی نیست که جامعه‌ی ایرانی تحت سلطه سیستم پدرسالاری است و این امر منجر به سطح اشتغال پایین زنان در جامعه شده و زنان از عرصه‌ی عمومی و مشارکت در اجتماع  و عرصه سیاسی به کنج خانه رانده شده اند. اما این امر به خودی خود نمی‌تواند امر تربیت کودکان را تماما به زنان محول نماید. زیرا سیستم پدرسالاری بر اساس اتوریته و هژمونی مردانگی تعریف شده است. این سیستم با ویژگی‌هایی شناخته شده از جمله: هژمونی مرد (نر)، اتکای این سیستم بر هویت مرد، مرکزیت مرد (نر) و کنترل شدید (اوپسئسیو) است. ما در این سیستم نه به عنوان انسان، بلکه نسبت به ایفای نقش سیستم هژمونیک تعریف و ارزشیابی می شویم. بنابراین چگونه می‌توان در چنین سیستمی زن را تصمیم گیرنده اصلی در امر تربیت کودکان در نظر گرفت؟! اساس موضوع این است که زن در جامعه مردسالار به خودی خود بی ارزش انگاشته شده و اگر ارزشی پیدا کند، این ارزش را هم در ارتباط با مرد خواهد یافت. همچنین فکوهی از زن‌ستیزی شایع در جامعه سخن می‌گوید. زن‌ستیزی پدیده‌ای اجتماعی است در پیوند با خشونت بر زنان که در آن زنان با تبعیض روبرو گردیده، یا غیر قابل اعتماد دانسته می‌شوند. اگر انسانی به خاطر جنسیتش غیر قابل اعتماد دانسته می‌گردد، چگونه کودکان در خانواده به آنها سپرده ‌شوند تا به تربیت آنها پرداخته شود؟!

در اصل استدلال فکوهی به نوعی تقلیل گرایی است. بر همین اساس فروکاستن آموزش زبان مادری به کودکان توسط مادران نوعی تقلیل گرایی است. زیرا مادران خود قربانی سیستم یکسان سازی هستند که در خانه با برنامه‌های تلویزیونی و در مدرسه با کتبی روبرو هستند که زبان فارسی را به آنها تحمیل می‌کند. به نظر لویی ژان کالوه زنان محکوم به پذیرفتن اوضاع مسلط بر جامعه هستند. زیرا به واسطه‌ی موقعیتی که جامعه برای زنان ایجاد نموده است، آنها را در موقعیت فرودست‌تری قرار می‌دهد.

فکوهی با فروکاستن مسئله‌ی آموزش زبان مادری به تعلیم کودکان توسط مادران در خانه، به «سرزنش قربانی» می‌پردازد. اولین بار ویلیام رایان در سال ۱۹۷۱، عبارت «سرزنش قربانی» را در کتابی به همین نام (Blaming the Victim)، می‌پردازد. در این کتاب رایان، سرزنش قربانی را به عنوان نگرشی برای توجیه نژادپرستی و عدالت اجتماعی در برابر سیاه‌پوستان در ایالات متحده آمریکا، برشمرده است.
گذشته از  اینها آموزش زمان مادری صرفا سخن گفتن به آن زبان نیست که صرفا در محیط خانواده مورد توجه قرار گیرد. یعنی عملی که خارج از توانایی‌های مادر (بیافزایید پدر) است که به زبان خود تحصیل نکرده و عملا در زبان مادری‌شان بی‌سواد محسوب می‌شود.

بیشتر بخوانید

قویروق دوغدو ؛ ۱۵ مرداد آذربایجان یا پایان گرمای شدید تابستان / دکتر توحید ملک زاده

نجوم در میان ملل قدیمی از جمله ترکان باستان و حتی قرون وسطی از اهمیت …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *