خانه / مقاله / سویه اجتماعی نژادپرستی در جنبش جهانی آنتی راسیزم – بررسی فاشیزم سیاسی؛ نژادپرستی در نسبتِ با قدرت و دولت. 

سویه اجتماعی نژادپرستی در جنبش جهانی آنتی راسیزم – بررسی فاشیزم سیاسی؛ نژادپرستی در نسبتِ با قدرت و دولت. 

بحران اخیر پاندمی کرونا تفکر اجتماعی(جمعی) را با این مسئله مواجه ساخته است که سیستم اقتدار حاکم در دولت ها از ایفای نقش مرجع و پاتریارشال( پدرسالانه) خود در ارتباط با کنترل بحران و تامین امنیت معیشتی، مالی و روانی جوامع عاجز و ناتوان است. البته از این منظر کارکردگرایانه، دولت های رفاه با رویکردهای سوسیال-دموکراسی در قیاس با دولت های لیبرال و سرمایه دارانه مبتنی بر بازار آزاد عملکرد مقبولتری داشته اند. از حیث رخداد نیز عمده اعتراضات در کشورهای با نظام سیاسی لیبرالیستی و نظام اقتصادی کاپیتالیستی مشاهده میشود. فرانسیس فوکویاما در روزهای گذشته در ارتباط با آینده جهان پساکرونا و اعتراضات جهانی علیه ناکارامدی دولت ها دو مسیر را پیش بینی کرده است؛ بازتولید فاشیسم یا تجدید لیبرال دموکراسی.

تبیین اعتراضات در چهازچوب پارادایم ضدنژادپرستی 

کانالیزه شدن اعتراضات در قالب خیزش های ضد نژادپرستی، برخواستنِ اراده آگاهمند جمعی بر علیه سیستم های سیاسی است که برسازنده انواع تعبیض ها و نابرابریهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. جامعه بعنوان زمین و بستر اعمال سیاست دولت ها، نژادپرستی و تبعیض را در وجوه مختلف آن مهمترین و گسترده ترین نمود بی عدالتی اجتماعی ِ سیستماتیک دولت ها علیه جوامع خود دانسته و خود را در موقعیت اعتراض قرار داده است. بحثی نیست که فشارهای اقتصادی متحمل شده مردم و عوامل عدیده دیگری در دوران قرنطینگی و افت شدید امکانهای بقاء و توسعه در حوزه های مختلف در هم افزایی نیروی اعتراضی سهیم بوده اند. اما بروز این اعتراضات با محتوای اصلی ضد نژادپرستی نشان از بغرنجی این موضوع در جهان و عدم رفع این ناهنجاری اخلاقی سیاسی اجتماعی است.

از آنجایی که نژادپرستی سویه اجتماعی-فرهنگی فاشیزم سیاسی قلمداد میگردد برای درک عمیقتر و تبیین بهتر کلیت مسئله لازم است که نوع نگاه به فاشیزم (سیاسی) در پارادایم ضدنژادپرستی مورد دقت قرار گیرد؛

– فاشیزم به عنوان راه سوم که توامان شامل درجاتی از کاپیتالیزم و سوسیالیزم که دو شق اصلی جریانها و دولت های سیاسی مدرن، دارای عقبه اجتماعی سیاسی و همچنین نمونه های برپا شده درتاریخ سیاسی معاصر جهان می باشد.

– در فاشیزم دولت بصورت توتالیتر(تمامیت خواهانه) هیچ محدودیتی را برای قدرت و مکانیزم های آفرینش قدرت قائل نیست. از این جنبه قدرت، حاکم بر تمام شئونات زندگی شهروندان است.

– دولت بصورت پراگماتیک(در عمل و نتیجه) در اراده یک شخص تجمیع شده و سیستم بروکراتیک حکمرانی عملا کارگزار سیاسی وی می باشد.

– سیستم اقتصادی کاپیتالیستی(سرمایه دارانه) بوده و نظام توزیع درآمد و فرصتهای شغلی نه بر اساس ضوابط و تخصص و استحقاق مبتنی بر عدالت اجتماعی بلکه بر اساس روابط و میزانی از وفاداری به قدرت حاکم بروز می یابد.

– در کشورهای چند فرهنگی و یا چند قومی- نژادی، عموما فرهنگ قوم ویا نژاد حاکم درجایگاه رسمی مسلط بر دیگر اقوام و فرهنگ های غیررسمی شده  و به حاشیه رانده شده است.

– سندیکالیسم و اتحادیه های صنفی یا نبوده و یا در صورت وجود کارگزاران وابسته به نظم اقتصادی حاکم می باشند.

– سیاست ها و برنامه ریزی های اقتصادی مبتنی بر اصل خودکفایی در سطح نظامی معطوف بر افزایش قدرت ملی و در سطح سیاسی متکی بر نیروی میلیشیایی(پلیس، سازمانهای اطلاعاتی، ارتش و…) است.

خیزش های اعتراضی اجتماعی در بسیاری از کشورها با سازماندهی گروه های آنتی فا(آنتی فاشیزم) انجام می پذیرد. این گروه ها بالاترین میزان فعالیت و جذابیت اجتناعی -سیاسی پس از دوران مبارزه در طی جنگ جهانی دوم علیه فاشیزم ایتالیایی و نازیسم آلمانی را در حال تجربه است.

شروع اعتراضات گسترده در مینیاپولیس آمریکا در اعتراض به قتل نژادپرستانه یک سیاهپوست بدست پلیس سفیدپوست و سرایت آن به دیکر نقاط جهان و بخصوص اروپا نشان دهنده حفظ وضعیت گلوبال بودگی پرابلئم نژادپرستی در سطوح، اشکال و ابعاد مختلف رسمی- غیررسمی، آشکار- پنهان، اجتماعی-حکمرانی و… می باشد.

مطلوبات نژادگرایانه دولتها و سیاستهای سختگیرانه مهاجرتی، ایگنوریزه کردن بیش از پیش حقوق مدنی سیاسی نژادها و ائتنیک های غیر رسمی بلحاظ سیاسی،  سیاستهای زجر اقتصادی درقبال آنان ، ورشکستگی شرکت ها و مشاغل خصوصی در دست نژادهای مورد اجحاف  و ستم، افول در آمد سرانه در سالیان گذشته و بخصوص دوران کرونا منجر به کاهش بیش از پیش کیفیت سطح زندگی، خدمات اجتماعی و رفاه عمومی را در نسبت با نژاد و ائتنیک رسمیِ هژمون را سبب شده است. عملکرد این وضعیت در شکل گیری و بروز اعتراضات اجتماعی بعنوان بستر و زمینه تاریخی و از طرف دیگر عدم پاسخگویی و نداشتن برنامه جبران و سرکوب خشونت آمیز از سوی دولتها، جوامع را رودرروی آنها قرار داده است.

گریز از نژادپرستی پیدا وپنهان در درجه اول مستلزم وضع قوانین حقوقی و دموکراتیک بصورت ایجابی و بوجود آمدن مکانیسم های مجازات و تنبیه متناسب بصورت سلبی است. وجود ساختار اجتماعی مولتی راسیال(چندنژادی) و مولتی ناسیونال(چندملیتی) زمینه نژادپرستی در هر دو سطح فرهنگی-اجتماعی و دولتی-سیاسی بصورت همیشگی را در بطن خود داراست. صعود رویکرد نژادپرستی به سطح رسمی وسیاسی-دولتی سبب تعمیق این پدیده و بازتولید آن در تمامی شئوتات حیات انسانی می شود. سیستم سیاسی نژادپرستانه و تبعیض گر در برخی کشورها بدلیل در اختیار داشتن منابع وامکان بسیج منابع تحت تسلط هژمونی سیاسی خود، فجایعی بزرگ و گسترده ای را بصورت سیستماتیک در رابطه با هویت اجتماعی، توزیع نابرابر منابع قدرت در بین نژادهای مختلف، عدم توسعه مناطق نژادی غیررسمی را سبب شده و در نهایت آفرینش وضعیتی که در نوع خود یک استعمار داخلی بحساب می آید. مولتی کالچرالیسمِ(چندفرهنگ گراییِ) سیاسی و حقوقی نهادمند شده در برخی کشورهای دموکراتیک زمینه استعمار داخلی را در کشورهای خود به حداقل ممکن رسانده است. چندنژادی و چند ملیتیِ نهادمند شدهء سیاسی فرصتی تاریخی را برای توسعه همه جانبه، صلح ومشروعیت اجتماعی-سیاسی اقتدار حاکم فراهم آورده است. وضعیت عکسِ کوبیدن بر طبل نژادپرستی در کشورهای با ساختار اجتماعی و سیاسی راسیستی آن را به تهدیدی جدی علیه صلح و توسعه اجتماعی سیاسی اقتصادی نموده و یا خواهد نمود.

جنبش جهانی ضد نژادپرستی  دارای رویکرد گسترده و عمیقی از پدیده نژادپرستی است. سویه اجتماعی-سیاسی ضد ساختار قدرت و ضد نظم سیاسی نمادینِ هژمون، سیستم های سیاسی را هدف گرفته است که بنام حاکمیت و با انحصار قدرت، کارگزاری نهادهایی همچون پلیس، ارتش، نهاد قضا، آموزش، اقتصاد و غیره را در جهت حفظ وضعیت انضباطی مطلوب خود و بازتولید نهادینه شدگی نژادپرستی به خدمت گرفته است.

هم اکنون وجود کوکلاس کلان هایی(گروه آمریکایی نژادپرست افراطی که معتقد به برتری نژاد سفیدند) که با نژادپرستی پنهان و غیر رسمی و یا گروه ها و سیستم های سیاسی که با نژادپرستی رسمی و آشکار(در فرم نهایی آن، دولت!) در جوامع چندنژادی و چندقومی، گروه ها و جنبش های آنتی فای بومی را در مقابل خود میبینند که اگر چه ممکن است با آنتی فای جهانی بلحاظ فرم متفاوت باشند ولی بلحاظ محتوا یکیست.

آراز سلیمانی

بیشتر بخوانید

۳۱ شهریور روز سونای ،روز عشق و ولنتاین آزربایجان می باشد + ویدئو

سونای رسمی دیرینه است. رسمی اسطوره ای و افسانه وار که حتی قبل از ظهور …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *