پنج شنبه - ۲۰ بهمن ۱۴۰۱
خانه / آذربایجان / قاراباغ و تاثیر آن بر کلیت آذربایجان / آزمان گونئیلی

قاراباغ و تاثیر آن بر کلیت آذربایجان / آزمان گونئیلی

«قاراباغ» همانگونه که از نامش پیداست از دو هجای تورکی قارا به معنی سیاه، بزرگ و حتی شمال، و باغ تشکیل یافته است، این منطقه سرسبز و کوهستانی سالیان متمادی موطن تورک های آذربایجان بوده است، فلذا در پی سیاست های روسیه، عثمانی و قاجار شاهد سرازیر شدن جمعیت ارامنه به آنجا بوده ایم.

در هنگامه فروپاشی دولت کمونیستی شوروی ارامنه ساکن در قاراباغ با کمک کشور جدیدالتاسیس ارمنستان سعی در استقرار واحد سیاسی خودمختار بودند. این مساله موجب تشدید تنش و درگیری کشتار و قتل عام تورک های ساکن قاراباغ بویژه خوجالی را به همراه داشت، دولت روسیه برای ایجاد گسل های اتنیکی و تشدید تنشها و به تبع آن حضور در محل مناقشات و ایجاد جای پایی در مناطق مزبور و همراهی دینی، نژادی به کمک ارامنه شتافته و با استقرار هنگ ۳۶۶ در خانکندی نقش مهمی در شکست آذربایجانیها ایفا نمود، دولت وقت ایران نیز به لحاظ مسائل امنیتی و نیز امکان گسترش خودآگاهی ملی آذربایجانیهای این سوی آراز ،بصورت ظاهری اعلام بی طرفی نموده ولی در عمل پا بر اعتقادات دینی و انسانی گذاشته در کنار داشناکهای خون آشام ارامنه قرار گرفتند، هدف دولت وقت از سرریز کردن آوار مشکلات ارضی و دیگر دردسرها برای آذربایجان، نشان دادن نسخه ای ناقص و الگویی ناموفق از کشور آذربایجان برای آذربایجانیهای داخل مرز سیاسی خویش بود.

در کنار این سیاست ها کوتاهی دولت وقت تورکیه از همراهی آذربایجان، تحریم تسلیحاتی آذربایجان، عدم یکدستی دولت وقت آذربایجان، خیانت های برخی از آذربایجانیها و غیره موجبات اشغال ۲۰ درصد از اراضی آذربایجان گردید. سازمان ملل با صدور ۴ قطعنامه اشغالگری ارامنه را بصورت حقوقی محکوم نموده و برخروج آنها از مناطق تحت اشغال تاکید ورزید.

ترس دولت ایران از هم هویتی، همرنگی و حس یکرنگی و اتحاد آذربایجانیهای دوسوی آراز، موجبات اتخاذ سیاست های حمایتی از اشغالگران و دشمنان آذربایجان را فراهم نمود و این سیاست های غیر انسانی همانند آتش های زیر خاکستر و زخم های التیام نیافته هر از گاهی شعله ور شده و سرباز می کردند.

تشدید سیاست های فارسی سازی و مرکز گرایانه و اعمال گفتمان عریان راسیزم در لایه های قدرت و نیز اپوزیسین های خارج از کشور باعث شکل گیری هویت های مقاومتی در مناطق غیرفارس نشین گشته و شکاف اجتماعی اتنیکی را تعمیق بخشید.

فعالین ملی و کنشگران مدنی آذربایجان با گفتمان آزادی ملی موجب توسعه خودآگاهی ملی، بیداری ملی، بازگشت به خویشتن ملی، و بازشناخت تاریخی هویتی تورک ها در ایران گردیدند.

این پدیده اجتماعی با بروز تبعیض ها و بی عدالتی ها در لایه های اجتماعی گسترش یافته طوری که حرکت ملی آذربایجان در طی زمان به اصلی ترین نیروی سیاسی اجتماعی آذربایجان تبدیل شد.

اعتراضات دانشجویی نسبت به اشغالگری ارامنه در اوایل دهه ۷۰

گردهمایی های سالانه بابک قالاسی، مراسمات ستارخان مزاری، اعتراضات سراسری ۸۵، اعتراضات نسبت به خشکانیده شدن دریاچه اورمیه، اعتراضات ۹۴ و النهایه تظاهرات مردمی در سال جاری در حمایت از آزادسازی قاراباغ و اعتراض به حمایت های دولت ایران از ارامنه اشغالگر، نمودهایی از پتانسیل ملی آذربایجانیها و جهت گیری درست ملی آنها، عقلانیت سیاسی، افزایش شعور ملی و قدرت اجتماعی شان در عرصه سیاسی و شناخت دقیق منافع ملی، ارزش ها و عقاید آنها می باشد.

با رشد و توسعه خودآگاهی ملی شاهد افزایش و توسعه امنیتی شدن جامعه آذربایجان توسط مانقورت ها، خائنین وطن و دشمنان آذربایجان، سرکوب شدید و تحمیل هزینه های سنگین فعالیت مدنی، منجمله حبس های طولانی مدت و محرومیت های اجتماعی کنشگران ملی هستیم.

سرکوب خشن و ضرب و جرح فعالین ملی که مشی فعالیت  مدنی و مسالمت آمیز را انتخاب کرده و اجرا می کنند نشان از شکست پروژه ایرانشهری، ناامیدی و عصبانیت و کینه توزی حاملان اندیشه های غیر انسانی و راسیستی فارسی می دهد و به همان نسبت نشانگر پیروزی اتنیک های تحت ستم و مستعمره از مرکزگرایان پارس محور می باشد.

و کلام آخر اینکه آزادی قاراباغ و ۷ استان اطراف آن از اشغالگران امید و روحیه ای مضاعف بر آذربایجانیهای ساکن در کشور ایران بخشیده و باید منتظر سرفصل تازه ای در مناسبات منطقه ای و حرکت ملی آذربایجان باشیم. دلها زنده شد برای فتح سنگرهای آزادی دیگر.

بیشتر بخوانید

شمار قربانیان زلزله در ترکیه به ۲۹۲۱ نفر رسید

اؤیرنجی: رئیس سازمان مدیریت حوادث غیرمترقبه ترکیه اعلام کرد شمار جان‌باختگان زلزله قهرمان‌ماراش به ۲۹۲۱ …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *