سه شنبه - ۳۰ مرداد ۱۳۹۷
خانه / دانشجو / مشکلات دانشجو تا استاد و واقعیاتی از سیستم آموزش عالی ایران

مشکلات دانشجو تا استاد و واقعیاتی از سیستم آموزش عالی ایران

 

سیستم آموزش عالی ایران در ابتدا به ظاهر شبیه سیستم آموزش عالی آمریکا تنظیم شد؛
رشته ها و درسها به همان سبک، علاوه بر مسایل خاص دیگر اسلامی سازی آن، که با مرور زمان با گسترش بی رویه و بی برنامه پذیرش دانشجو و افزایش شبه دانشگاهها وضعیت ناگواری را امروز رقم زده است.

شاید قسمتی از این گسترش ها طبیعی باشد اما مسلما اغلب آن ناشی از بی برنامگی، رانت و رابطه و عدم آینده نگری و سوءمدیریت در آموزش عالی و بطور اخص وزارت علوم بوده است.

مدیران ناکارآمد با نگاه های غیرعلمی و غیر آکادمیک سبب اصلی افزایش ظرفیت پذیرش در دانشگاهها و ساده و سطحی نمودن مجوز پذیرش دانشجو مقطع بالاتر، ارتقای علمی و یا دایر کردن دانشگاه بوده اند.

تعدادی از مدیران ارشد وزارت علوم از وزیر گرفته تا مدیران و رئیسان دانشگاهها، خود صاحب دانشگاه های به اصطلاح غیر انتفاعی و موازی کار و در عمل پول بگیر و مدرک بده با کمترین استاندارهای آموزشی شده اند.

دانشگاه آزاد و پیام نور و به اصطلاح علمی کاربردی نیز همان سبک موازی کاری و بی کیفیتی را ادامه داده اند.
در واقع عده ی زیادی از این مدیران و یا استادان، خود بانی اصلی به بیراهه رفتن علم و دانش در این مملکت شده اند وگرنه کدام فرد با فکر علمی می آید به موسسه یا دانشگاهی با کمترین امکانات مجوز می دهد، ؟
یا تاسیس آن به ذهنش می رسد بجز افرادی که هم دنبال قدرت و هم ثروت به هر قیمت از این راه هستند.

دانشگاههای دولتی که سردمدار آموزش خوب بودند، با مرور زمان نیز به بیراهه رفته اند؛
گسترش کمی رشته ها و بی کیفیت شدن آموزش و کاربردی نبودن آن نیز دامنگیر آنها شده است.
برای نمونه، افزایش پذیرش دانشجو در قالب به اصطلاح شبانه (ولی در عمل روزانه ی پولی) در چند سال اخیر،
دایر کردن به اصطلاح پردیس های پولی به سبک دانشگاه آزاد!
به طریق اسف باری فلسفه تحصیل و علم و دانش را در دانشگاههای ملی نیز زیر سوال برده است.
در عین این افزایش بی رویه پذیرش دانشجو، رشته ها و گرایشهای تحصیلی بدون توجه به کارکرد آنها نیز از فلسفه اصلی خود بسیار دور شده اند.

برای مثال استاد و دانشجوی رشته برق و الکترونیک که قاعدتا باید اغلب سرگرم کار و تحقیقات و ساخت و تولید قطعات و مدارات صنعتی شود، اغلب مشغول مقاله نوشتن نظری و کارهای کامپیوتری می شوند/هستند؛
افزایش تعداد مقالات و تحقیقات سطحی و حرص و جوش برای آن، که اغلب به تبع قوانین مبهم و مشکل دار موجود هستند، امروز در عمل نتیجه فعالیت های به اصطلاح علمی در حیطه آموزش عالی شده است و دیگر اهداف و کارکردهایی که باید باشند دیگر هیچ!

در واقع شعارهایی که به سطحی نگری گرائیده اند مانند :
دانشگاههای نسل اول، دوم و سوم و … نیز بیشتر شعاری است.
دانشگاه بطور طبیعی پیشگام علم و دانش، فکر و جستجوی راه حل مسائل و مشکلات مختلف انسانها و جوامع بوده است؛
رشته های مختلف دانشگاهها نیز بر این مبنا هرکدام هدف و فلسفه ای دارند؛
اینکه مثلا از رشته ریاضی و یا فلسفه انتظار مثلا کارآفرینی صنعتی داشت حداقل در کوتاه مدت نگاهی سطحی است؛
آموزش نیروهای توانمند مورد نیاز و انجام تحقیقات مورد نیاز کشور و یا در سطح جهانی و پیش بردن مرزهای علم و دانش بشر نیز از اموری است که دانشگاهها در اصل به دنبال آن بوده اند.

واقعیت این است که امروزه در این کشور همه این اصول از ریل اصلی خود خارج شده اند؛
آموزش که با تکیه بر پژوهش گرایی سطحی مدت زیادی است که در اغلب دانشگاهها از کم کیفتی رنج می برد و بعبارتی تقریبا رها شده است؛
پژوهش نیز اغلب در بیراهه صرفا مقاله نوشتن “باری به هر جهت” است ،
بجز معدودی از استادان و محققان که خود طبق اصول استاندارد علمی کار می کنند؛
چرا که سیستم آموزش عالی بطورسیستماتیک و قانونمند چندان مشوق آن نیست.
ارتباط با جامعه و صنعت نیز تقریبا در حد شعار باقی مانده است؛
بعبارتی خیلی ساده در ایران دانشگاه بنظر بیشتر محیطی است که عده ای در آنجا سرگرم هستند و برای خود کار می کنند!

دکترمحمد نقدی ؛ استاد دانشگاه

 

بیشتر بخوانید

تاریخ اشکانیان، کتابی ناشناخته از نویسنده‌ای سرشناس / محمد رحمانی فر

محمد حسن خان اعتمادالسلطنه چهره‌ای نام آشنا در حوزه تاریخ‌نگاری و تاریخ‌پژوهی است. به نحوی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *