خانه / آذربایجان / نقدی بر ایده فدرالیسم در ایران

نقدی بر ایده فدرالیسم در ایران

“باور به گفته هایت فریبکاری تو را کارساز می کند،
این بار به گونه ای سرشار از دانستگی ام
،که نخواهی توانست به دگرباره فریبم دهی”

مقدمه
در روزهای قبل نوشته ای از طرف مرکز مطالعاتی تبریز با عنوان “پیش نویس قانون اساسی جمهوری فدرال ایران” منتشر شده است که بحث هایی را در ارتباط با ایده فدرالیسم در ایران برانگیخته است. خوشحالی مضاعفی بعد از مطالعه این پیش نویس به هر فرد استقلال طلب دست می دهد؛ چرا که اولا، نظام فکری-سیاسی افراد، گروه ها و جنبش های مختلف آذربایجانی در این برهه حساس از تاریخ، آشکار می شود و ملت آذربایجان گروه های سیاسی را بیش از پیش خواهند شناخت و این گروه ها و جنبش ها غنای سیاسی خاصی را به جامعیت آذربایجان خواهند بخشید که پلورالیسم را به نمایش می گذارد. گرچه این تکثر سیاسی موجبات سوء استفاده شوونیسم فارس را فراهم می کند و می تواند حفظ و تحکیم بقای حاکمیت قوم فارس و جغرافیای ایران را به ارمغان آورد. دوم اینکه، فدرالیست ها حتی در صورت داشتن تخصص و فراست لازم جهت تدوین قانون اساسی و درک تفاوت های مابین پیش نویس قانون اساسی، متن اصلی قانون اساسی، چهارچوب های حاکم بر تدوین قانون اساسی و ارتباط قانون اساسی با قوانین تابعه، مقررات و آیین نامه ها نیز نمی توانند راه به جایی ببرند.

“پیش نویس قانون اساسی جمهوری فدرال ایران” ایرادات فراوانی دارد که کوتاه به چند مورد از آنها اشاره می شود:

۱) پایه و اساس قانون اساسی هر ملتی باید ریشه در فرهنگ، ویژگی ها و نیازهای انسانی و طبیعی آن ملت داشته باشد؛ تدوین یک قانون اساسی واحد در یک کشور چندملیتی نقض صریح اصول دموکراسی و صلح است و منازعه را در پی خواهد داشت.

۲) متن پیش نویس هیچ گونه تمهیدی را برای اصلاح قانون اساسی در آینده نیندیشیده است؛

۳) چهارچوب کلی که قانون اساسی بر اساس آن تدوین شده است را مشخص نکرده است؛

۴) پیش نویس مذکور دارای پاورقی است (صفحه ۱۸ متن پیش نویس). متن قانون اساسی بایستی تا حدامکان فاقد ابهام باشد.

۵) آیین دادرسی کیفری محلی در قانون اساسی هیچ یک از کشورها ندارد در صورتی که این پیش نویس آیین دادرسی کیفری را در متن قانون اساسی آورده است.

۶) چگونگی تنظیم روابط سیاسی- اقتصادی بین ایالت ها و دولت فدرال مشخص نیست.

در این مقاله سعی می کنیم به معرفی سیستم فدرالیسم و علل ناکارآمدی آن در ایران بپردازیم.

فدرالیسم

سیستم فدرالی که برای اولین بار توسط آمریکایی ها ایجاد شد، نوعی از الگوی توزیع فضایی قدرت است که از هم به پیوستن چند واحد سیاسی مستقل و حاکم پدید می آید. فدرالیسم، جغرافیایی ترین سیستم حکومتی است چرا که در مبنای تفاوت های جغرافیایی استوار می گردد. اساس مرزبندی ها در فدرالیسم، تفاوت های جغرافیایی است نه ویژگی های اتنیکی گروه های ساکن در آن جغرافیا.

فدرالیسم معمولا در کشورهای اجرایی می گردد که موانع جغرافیایی مختلف (مانند وسعت زیاد، وجود زمین های خالی از سکنه و غیره) اداره بهینه کشور را مختل می کند و لاجرم بخشی از اختیارات به واحدهای ایالتی در قالب سیستم فدرالی تفویض می گردد. اگر مبنای مرزبندی در فدرالیسم ویژگی های اتنیکی باشد امکان هماهنگ کردن منافع ملی ایالت ها غیرممکن خواهد بود. به همین دلیل فدرالیسم را برای کشورهای چند ملیتی مناسب نمی دانند.

نادیده گرفتن منابع و دارایی های مادی و مالکیت ملی ملت ها قبض و ضیقی است که ایدئولوژی های رنگارنگ در دیدگاه ها بوجود می آورند. به جز علل ایدئولوژیک چه دلایل منطقی می تواند وجود داشته باشد که ملتی در ایالتی غنی به این امر راضی باشد که بخشی از ثروت خود را برای حفظ حیات سیاسی جغرافیایی موهوم و به خاطر حفظ و حراست از هژمونی قومی معین به ایالتی فقیر ببخشد و از آن چشم بپوشد. شگفتا، این در هیچ روابط منطقی بازتاب ندارد و جهان آن را مطلوب و مقبول نمی شمارد، بلکه روابط توام با اختیارات و اراده به رسمیت شناخته می شود.

دلایل ناکارآمدی فدرالیسم در ایران

دلایل متعددی وجود دارد که نشان می دهد سیستم فدرالی در ایران نمی تواند کارآمد باشد. در ادامه به مهمترین این موارد اشاره می گردد.

۱٫ سیستم فدرالی در ایران با مبانی دموکراسی در تضاد است. دموکراسی در معنای واقعی آن یعنی توانایی تصمیم گیری (فردی و ملی)، افاده تصمیم و اعمال اراده-اختیار.
در سیستم فدرالی افراد و ملل مختلف باید بخشی از اختیارات خود را به مرکز تفویض نمایند و در واقع این ملل در برخی از زمینه ها فاقد اختیار و اقتدار خواهند بود که این خود در تقابل با دموکراسی است.

۲٫ ایران کشوری چندملیتی است که قوم فارس در مرکز ساکن و ملل غیرفارس در مناطق پیرامونی ساکن هستند. مرکز ایران از نظر بنیان های زیستی و حیاتی بسیار ضعیف و فقیر است و حیات این بخش به پیرامون وابسته است. با این وصف هر نوع سیستم سیاسی در ایران تضییق حقوق ملل غیرفارس را در پی خواهد داشت، چرا که این ملل بایستی برای ادامه حیات مرکز (فارس نشین و حاکم) بخشی از حقوق و منافع ملی خود را صرف بخش مرکزی کنند. چرا این ملل بایستی اقدام به این امر نمایند؟

۳٫ در هر سیستم سیاسی اجزا و بخش های مختلف بایستی هماهنگ عمل کنند تا کلیت سیستم حفظ و اهداف برآورده گردد. در سیستم فدرالی در ایران که ایالت ها از ملل مختلفی تشکیل شده است، امکان همسویی استراتژیک بین ایالت ها بعید به نظر می رسد. به بیان ساده تر، هر یک از ملل غیرفارس اهداف و منافع متضادی با یکدیگر می توانند داشته باشند که امکان هماهنگ کردن آن ها در قالب یک سیستم سیاسی غیرممکن به نظر می رسد.
در جهان کنونی، ملت ها علاقمند هستند که روابط خود را بر اساس تفاهم و همزیستی مسالمت آمیز تنظیم کنند و نیازی به دخالت عنصر سوم در تنظیم روابط فیمابین احساس نمی شود. به عنوان مثال آذربایجان و الاحواز و یا کردستان ترجیح می دهند که بدون نظارت و مداخله قوم فارس روابط دو یا چند جانبه مبتنی بر تفاهم داشته باشند تا اینکه با هماهنگی و نظارت قوم فارس اقدام به ایجاد روابط نمایند.

۴٫ ایالت های یک سیستم فدرالی می توانند اهداف سیاست خارجی متفاوت و متضادی را دنبال کنند. فرض کنید که ایران (که به صورت فدرالی اداره می شود) در حالت جنگی با آذربایجان شمالی یا ترکیه باشد، ایالت آذربایجان که در سیستم فدرالی ایران حاضر است چگونه بایستی به این امر واکنش نشان دهد؟ باید با دولت فدرال هماهنگ عمل کند و بر علیه ملت خود به جنگ برخیزد؟! یا با آذربایجان شمالی و ترکیه متحد عمل کند و با دولت فدرال در تقابل قرار گیرد؟ این نمونه ها در ارتباط با کردستان، الاحواز، بلوچستان و ترکمن ها نیز صادق است.

۵٫ سیستم و ساختار آموزشی و جزایی ایالت ها را نمی توان با اسکلت سیستم آموزشی و جزایی مدنظر دولت فدرال هماهنگ ساخت. چرا که ایالت ها ساختارهای فرهنگی متفاوتی دارند. به عنوان مثال ملت آذربایجان و قوم فارس روایت متفاوتی از تاریخ آذربایجان دارند. در این زمینه ایالت آذربایجان نه تنها بایستی به تدوین تاریخ مورد قبول خویش بپردازد، بلکه بایستی در روایت تاریخی قوم مرکز نشین فارس نیز دخل و تصرف نماید و اقدام به اصلاح آن نماید و یا بالعکس راه تقابل با آن را در پیش گیرد. آیا ایالت فارس و دولت فدرال حق دخل و تصرف در تاریخ خود را برای ملت آذربایجان و دیگر ملل می تواند بپذیرد و به رسمیت بشناسد؟ اگر نه، که امکان هماهنگی بین ایالت ها از بین می رود. اگر آری، چرا؟! چون این امر جای شگفتی دارد.

فدرالیسم در ایران یعنی ایجاد و بازتولید آشفتگی در قالب شبه سیستمی دیگر و وهم توانایی تداوم و انتقال بحران های جدی و عمیق به مختصات زمانی دیگر؛ و فدرالیسم در ایران یعنی تلاش واهی برای حفظ و استمرار هژمونی قوم فارس.

در چهارچوب هر نوع سیستم سیاسی در ایران، ملل غیرفارس- غیرایرانی بایستی از بخشی از حقوق خود چشم بپوشند تا اینکه ایران به حیات خود ادامه دهد و قوم فارس در روند تاریخی خود حیات داشته باشد. ما ملت آذربایجان حاضر به پرداخت این هزینه نیستم و نخواهیم بود و امیدواریم که ملت کرد، عرب، بلوچ و ترکمن نیز حاضر به پرداخت این هزینه نباشند. تات هایی که خود را به دلایلی مشخص فارس!!! می خوانند با حرکت های زیگزاگی و ناپسند در طی صد سال اخیر از قابلیت اعتماد و همزیستی ساقط شده اند، باید به شدت از آنها دوری جست و گرنه تمامی دارایی های خدادادی، زیبایی های محیطی و زیبایی های ظاهری و باطنی مان را از دست خواهیم داد.

GAS, 2018,1Payızın Son Ayının Son günləri

 

بیشتر بخوانید

یازی اوغورلوغو / محمد رحمانی فر

بیتیک (کتاب) اوخوماز ملت‌لرین یازیچی‌لاری موتلو ساییلا بیلمزلر. بیر یازیچی‌نین لاپ بؤیوک موتلولوغو اونون یازی‌لارینین …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *