سه شنبه - ۱ مرداد ۱۳۹۸
خانه / مقاله / پان‌تورکیزم یا آوراسیای تورکی

پان‌تورکیزم یا آوراسیای تورکی

 

اتهام به پان‌تورکیزم، سنگین‌ترین اتهام به فعالان فرهنگی تورک است. حتی اتهام تجزیه‌طلبی نیز به اندازۀ اتهام به پان‌تورکیزم حربۀ کارآمدی نیست. یعنی، پان‌تورکیزم و داشتن افکار پان‌تورکیستی، نقطۀ ضعف یک فعال هویت‌طلب تورک قلمداد می‌شود.

پان‌تورکیزم مبتنی بر تورک‌گرایی و در مقابل هم‌دین‌گرایی و هم‌خاک‌گرایی است. وقتی فردی به پان‌تورکیزم متهم می‌شود، به طور ضمنی در واقع به ضعف عقیدتی و بی‌غیرتی نسبت به وطن و مام میهن متهم می‌شود که در خیال تشکیل کشوری بزرگ با جغرافیای پیوستۀ تورک‌نشین از شرق تورکیستان تا نواحی غرب بالکان است. این واقعاً تصویر تورک‌هراسانه‌ای است که اصطلاح پان‌تورکیزم القاء می‌نماید.

بر مبنای ایجاد هراسی چنین فراگیر، خانم الهه کولایی، فصلی ذیل «کشورهای هدف پان‌تورکیزم» در یکی از آثار خود باز کرده بود و خواستار همکاری کشور هدف این «جریان اهریمنی» شده بود.

یعنی چین و روسیه و ایران و افغانستان و ارمنستان و یونان و تعدادی از کشورهای دیگر دست به دست هم بدهند و پدر تورک‌ها و تورک‌گرایی را در آورند و اجازۀ شکل‌گیری هیچ نوع همکاری بین آنها را ندهند. (نقل به مضمون)

روی دیگر سکۀ پان‌تورکیسم اما، در یک قرائت رحمانی و همدلانه، بسیار مثبت و جذاب است. یعنی از نقاط قوت گرایش تورک‌ها به هویت و زبان مادری خود است.

گستردگی جغرافیای سکونت تورک‌ها، ظرفیت‌های بزرگ همکاری اقتصادی و فرهنگی را نوید می‌دهد. یعنی یک انسان تورک، در اکثریت مناطق آوراسیا، احساس غربت نمی‌کند. هر کجا که می‌رود وطن اوست. به هر شهری که می‌رسد هم‌زبانانی دارد که با چند کلمه حرف و حدیث، همدیگر را درک می‌کنند. آداب و رسوم و منتالیتشان یکی است.

زنان تاتار و باشقیر همان پاچین‌های بلند را می‌پوشند که لباس سنتی و بومی زن‌های آذربایجان ایران است. و زنان اؤزبک به همان شیوه‌ای موهای سر خود را با «چالما» می‌بندند که زنان روستاهای آذربایجان. یعنی قبل از اینکه این چادرهای سیاه حجاب رسمی، رسم شود.

وقتی یک تاجر آزربایجانی به چین می‌رود، و آدرس یک غذاخوری حلال را می‌گیرد، او را به چایخانۀ اویغورها هدایت می‌کنند که وی تازه آنجا با آدم‌هایی روبرو می‌شود که به زبانی شبیه زبان خودش صحبت می‌کنند و با آدم‌هایی روبرو می‌شود که طعم غذاهایش کاملاً به مذاقش سازگار است.

وقتی یک انسان تورک به دشت‌های اروپای شرقی می‌رسد در مناطق مختلف چهره‌هایی را می‌بیند که با کلیشه‌های بومی زیبایی‌شناسانه‌اش کاملاً هماهنگ است؛ گویی که نظامی آفاقش را به نظم کشیده است.

و وقتی یک قرغیز، از اسب می‌گوید و یک ترکمن، از نقش قالی‌های دستباف، و یک تاتار از ملانصرالدین، همه و همه روایتی از تصویرهای تکثیر شدۀ خود او را روایت می‌کنند؛ به همان سادگی و صمیمیتی که در روستا و شهر و دیارشان (بیان می‌شود).

وقتی یک تورک زنگان به شهر قیزلار در شمال داغستان می‌آید و یا به چوست اؤزبکستان می‌رسد، و چاقو و خنجرهای تیز شاخ گوزن را پشت ویترین‌های آن شهر می‌بینید و یک لحظه از خود می‌پرسد مگر من به سفر نیامده بودم؟

وقتی یک قشقایی در اوباهای اطراف ایسیک‌گؤل، نان روغنی‌هایی به همان نام و طعم ییلاقات سمیرم می‌خورد …

و و و…

برای این مثال می‌توان هزاران شاهد پان‌تورکیستی آورد.

مگر چه اشکال دارد این‌همه اشتراک در جغرافیایی به وسعت شاخه‌های جاده ابریشم؟

مگر می‌توان این‌همه اشتراک را ندید؟ یا دید و آن را به نام‌هایی بی‌ربط به هم نامید و یا به نام این و آن مصادره کرد؟

پاسخ الهه کولایی در همان راه‌حل پیشنهادی اوست: همکاری کشورهای هدف پان‌تورکیسم. همکاری مردمان این کشورها و نه صرفاً حاکمان آن.

این کشورها باید رفت و آمدشان به هم بیشتر باشد. همدیگر را ببینند. تجارت کنند. همکاری کنند.

توسعۀ این آب و خاک در سایه همکاری مردمان این جغرافیاست که یکی به نام «ایران بزرگ کوروشی» و دیگری به نام «آوراسیاگرایی روسی» در صدد مصادرۀ آن هستند.

از تورکیستان تا بالکان، آوراسیای تورک‌هاست و این گناه نیست. گناه خاک نیست؛ گناه انسان نیست؛ سرزمینی است با مردمان بومی‌اش مانند دیگر سرزمین‌ها … و خاکی به بوی وطن و مام میهن!

* این نوشته به تورک‌های گاگائوز تقدیم است که شبیه‌ترین مردم اروپا به خودمان‌اند.

فتح‌الله ذوقی ؛ با اندکی تغییر و تخلیص

 

بیشتر بخوانید

میراث مکتوب آذربایجان را پاس داریم / دکتر توحید ملک زاده

میراث مکتوب بیانگر اندیشه ملت در اعصار مختلف گذشته بوده که به صورت مکتوب در …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *