چهارشنبه - ۲۹ آبان ۱۳۹۸
خانه / مقاله / گرهی بگشا، تا هردو نفس بکشیم! / ایلقار مؤذن زاده

گرهی بگشا، تا هردو نفس بکشیم! / ایلقار مؤذن زاده

 

نامه‌ای سرگشاده به آندسته از مسئولانی که کار مردم را راه نمی‌اندازند و برای گره‌نگشایی از مشکلات عدیده‌ی ‌شهروندان ماده تبصره می‌آورند.

مسئول جلیل‌القدر و رئیس عظیم‌الشأن!
شما که تا دیروز برای رسیدن به قدرت و کسب رأی دق‌الباب می‌کردید و امروز همان مردم را از در می‌رانید، شما که با اتکا به شانه‌های اعتماد و سکوت وجدانهای آگاه جامعه در حال کامجویی از مسند قدرت هستید؛ شمایی که با حاشیه‌نشینی شایستگان جامعه، مشغول جولان در حوزه فرماندهی‌تان بوده و در عوض گره‌گشایی از کار شهروندان، برای گره‌افکنی بیشتر در مشکلاتشان، به ماده تبصره‌ها و نامه‌نگاری‌های بوروکراسی ناکارآمد متوسل می‌شوید! بدانید که همین مواد و تباصر، برای محکومیت خود شما هم قابل استفاده است؛ فراموش نکنید که پشتوانه‌ی شما میز است و سرمایه‌ی وجدانهای آگاه جامعه قلم. خدا به قلمی قسم می‌خورد که آشکارکننده و تمییز دهنده‌ی حق و باطل است، این قلم است که میز را با سرنشینانش جابجا می‌کند دوست عزیز.

پای مبارکتان را از گلوی مردمی که با عزرائیلِ اقتصاد گرگم به هوا بازی می‌کنند بردارید! کارش را راه بیندازید تا چرخ جامعه بچرخد! این مردم از نان شبش گرفته تا وضعیت سلامتش گرفتار وکیل و بیمارستان است، گرفتار سیبهای امیدی که بخاطر بی‌تدبیری‌ات پای درختان امید می‌گندد، گرفتار آمارهای سرطانی که زیر آوارهایش مفقود می‌شود، گرفتار درختانی که کامیون کامیون تاراج می‌رود، گرفتار مراکز ناباروری و ‌کودکانی که نمی‌خواهند به دنیا بیایند، گرفتار فاضلابهایی که ناکارآمدی متصدیان، بوی تعفنش را در خیابانها و جوبهای شهر رها کرده، گرفتار مبلمان شهری در هم‌ریخته‌ و ساخت‌وسازهای غیراصولی‌ای که هر روز امضا می‌شود، گرفتار هزینه‌های سرسام‌آوری که برای ساخت یک آلونک پرداخت می‌شود. برای اینکه چندصباحی در این مصیبت‌کده تنفس کند، نیازمند امضای گهربار شماست! به دفاترت پای می‌کوبد. هدف اصلی از نگارش این نامه مزمت آندسته از نامسئولانی است که با پشت‌گوش انداختن مراجع او را در گرداب امروز و فردا گرفتارش می‌کنند. آنهایی که با اما و اگرها و “بروشنبه‌بیا”هایش این مردم فلاکت‌زده را بیش از پیش مایوس می‌کنند!

دوست گرامی؛ همین ماده تبصره‌ای که برای گره‌نگشایی از مشکلات شهروندان می‌آوری برای خودت هم قابل اجراست! ایجاد کمپین برای بررسی عملکرد مسئول گرانسنگی همچون شما که در یک سیکل معیوب مشغول فعالیت است، براحتی آب خوردن است. به جای گره‌افکنی در کار این مردمِ گرفتار، مشکلاتش را دوچندان نکن. هوای متعفن رشوه و پارتی‌بازی در اداره‌ها به اندازه‌ی کافی مسلولمان کرده است. یکی بگوید برادرش فرمانداری است و آن دیگری پسرخاله‌اش شهرداری، در عصر گردش آزاد و سریع اطلاعات،‌ شفاف‌سازی چنین مسائلی ‌خیلی راحت است دوست عزیز، یکی بیاید از مسند خویشاوندش سوء استفاده کند و بگوید پدرت را درخواهم آورد! و شما هم در راستای همین مصلحتهای منفعت‌طلبانه‌تان گام بردارید که امروز من حق یکی را به نفع تو ضایع کردم، فردا هم تو با تضییق حق دیگری در قبال من جبرانش کن! در نهایت هم آن شهروندی که برادرش فرمانداری یا پسرخاله‌اش شهرداری نیست اسیر دفاترت شود. چه خوب است که اطمینان حاصل کنیم، در باب اینکه، نابسامانی موجود به نفع هیچکدام‌‌مان نیست. نه کسی که پارتی ندارد و نه کسی که قدرت نفوذ اداری دارد. امروز من اسیر امضای توام، فردا تو گرفتار قلم من. کارگشا باشید و مشکلی حل کنید!

 

بیشتر بخوانید

زنان لبنانی و نگاه خیره مردان خاورمیانه / سیمین کاظمی

  مختصری درباره چگونگی و چرایی حضور زنان در اعتراضات لبنان: در مدتی که اعتراضات …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *