چهارشنبه - ۲۲ مرداد ۱۳۹۹
خبر فوری
خانه / مقاله / یوخسوللوق ؛ تحلیلی بر فیلم کؤمور /  حسین ادیبان

یوخسوللوق ؛ تحلیلی بر فیلم کؤمور /  حسین ادیبان

علاوه بر زیبایی های بصری فیلم، قاب بندی زیبای تصاویر، طراحی زیبای صحنه و لباس و… که مدت زمان تماشای فیلم را بر تماشاگر بسیار جذاب و کوتاه مینماید؛ فیلم عمیقا دارای جنبه ها و ابعاد اجتماعی و اقتصادی است. فیلم در تلاش است تا زندگی اجتماعی و اقتصادی جامعه‌ای را در منطقه ای بدور از مرکز و در کنار مرز توصیف نماید. توصیفی که به زیبایی تمام به تصویر کشیده شده است.

جامعه ای که غیرت، یاشار و خانواده آنها در آن می زیند، جامعه ایست واقعی. جامعه ای با مرزهای قدبرافراشته(و البته آسیب_پذیر)، بدون ارتباط آزاد با خارج. بر این اساس جامعه ایست محدود، سنتی و مقید به سنت های پیشین. جامعه ایست با منابع محدودتر. جامعه ایست با شغلهای محدودتر و البته سنتی. بدین ترتیب در این جامعه تخریب خلاق مجال و اجازه روی دادن ندارد و همه چیز باید برطبق روال دهه ها و سده ها پیش بچرخد.

لذا پیشرفت_اجتماعی با سرعت لاک پشتی جریان دارد. بنابر عدم وجود ارتباط با جهان خارج، بازار آزاد مفهومی است ابتر. بازاری است سنتی بر مبنای کالاهای خاص و محدود که از طریق رانت های موجود، ورود و عرضه آن کالاها دست عده ایست خاص(عمدتا مرکزنشین که در فیلم نمیتوان آنها را پیدا نمود!). و البته قدغن برای بقیه جامعه. لذا فیلم به زیبایی نشان میدهد که در چنین جامعه ای پیشرفت و حرکت در لایه ها و اقشار و طبقات اجتماعی امری است سخت و جهت رسیدن به این امر راههای کوتاه را باید پیمود. راههایی همچون دزدی عیان و عریان و یا دزدی پوشیده و البته رسمی(رسیدن به محافل رانتی). طبیعی است که در این بین تنها گزینه پیش روی “یاشار” جهت بالا رفتن پله ها و رسیدن به آرزوها(هرچند آرزوهای کوچک) همان گزینه اول است: “دزدی عیان”! امری که خود ریسکهای بالایی دارد و نتیجه اش گرفتارشدن، به زندان افتادن و به حالت تعلیق رفتن آرزوها برای مدت زمان نامعلومی است.

بقول کارل پوپر(فیلسوف انگلیسی) ” زندگی سراسر حل مسئله است”. غیرت و یاشار نیز باید مسائل پیش آمده را حل نمایند. آنچه که طبیعی است، حل مسائل از طریق #گزینه_های_در_دسترسی است که وضع موجود آنرا در اختیار هر انسانی قرار میدهد. گزینه در دسترس پدر و پسر، حل مسئله از طریق جمع آوری پول از ادامه شغل موجودشان می باشد. شغلی که پایگاه و طبقه اجتماعی آنان را نیز مشخص میکند: “کوءمورچولوک” (زغال پزی)

بعد از تلاشهای بسیاری که غیرت و پسرش در چارچوب وضع موجود می نمایند، هردو بصورت کاملا مجزا و بی خبر از هم به این نتیجه میرسند که گزینه های در دسترس، قابلیت جوابدهی به مسئله شان را ندارند. بنابراین به گزینه ای در دسترس اما خارج از چارچوب و سیستم موجود و لذا ممنوعه دست می یازند: قاچاق

پسر بلحاظ سنّی(جوان بودنش) با اختیار و پدر بلحاظ شرایط و موقعیت اجتماعی تعریف و تثبیت شده اش بالاجبار این راه را انتخاب میکنند.
فیلم بیشتر در تلاش است تا روند و نتیجه “انتخاب برحسب اجبار” را بازگو کند

رفتاری که برحسب اجبار آغاز میگردد بلحاظ اینکه کارکرد خود را نشان میدهد و نیازهای غیرت را برآورده میسازد، استمرار می یابد. استمرار رفتار که موجب رفع نیازها در کوتاه مدت شده، خود عاملی میگردد در جهت حرکت عمودی فرد در بین طبقات اجتماعی. این عوامل موجب تغییر باور و تغییر نگرش ابتدا در مورد رفتار فعلی غیرت(قاچاق کردن) و سپس تغییر باور و نگرش در مورد باورهایش به وضعیت و پایگاه اجتماعی اش میگردد.

نتیجه جانبی تغییر باور و نگرش نیز دوباره خود را در رفتار غیرت نشان میدهد. غیرت دیگر همان انسان قبلی با افکار و عقاید پیشین نیست. او عاصی گشته است. او با اعتماد بنفس بدست آورده از موقعیت بالاتر نسبت به قبلش مسائل و انسانها را جور دیگری می بیند.
بدیهی است که جامعه و نمایندگان وضع موجود در قبال رفتارهای این فرد عاصی سکوت نخواهند کرد. در آخر، فیلم به زیبایی تمام کشمکش بوجود آمده و نحوه حل تعارض موجود را نشان میدهد….

 

 

بیشتر بخوانید

‍ بیزی یاشادان نه دیر / سیامک میرزایی

  ماکس وئبئر “ائدیمی”، ذهنی بیر آنلامدان اولوشدوغونو بیلدیریر و “ائدیم” لری اوچ بؤلومه آییریر: …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *